تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
مثلا گر شب است ، هست پسر * وار بوَد روز أو بوَد دختر در ششم ميل بر مرض دارد * واز مواشي وبَرده فكر آرد در مقابل نكاح نيز آرد * رأى در شركت وربا دارد باز از هَشتُم از أكابر دون * باشدش فكرهاى گوناگون نيز سعيى كُنَد به موت كسى * وار نَه خونى بريزد از هوسى بنده بگريزد از نُهم به دليل * سَفرى باشد از غم تحويل در دهُم خير وشادى وراحت * واز بزرگان مراد با نعمت گر به برج يازده است مُقام * خير وشادى وراحت است تمام صاحبش در كنار آورده است * رنج اميد منقطع كرده است 780 وار بوَد خانهء دوازده ماه * بيند از بنده وستور گناه دشمنان بخت كامران گويند * دوستان تير بر كمان كوبند

ختم كتاب

هركه اين را تمام برخوانَد * چون به تقويم بنگرد داند آنچه مكتوب باشد اندر وى * مشكلش جمله حلّ شود بر وى ليك بايد به اعتقاد ويقين * بنگرد تا نگردد از رَهِ دين 785 كه نداند شناخت از دو سراى * هيچكس عِلمِ غيب جز كه خداى باد از ما درود بر مهتر * پس بر أصحاب وأهل أو يكسر وقت تاريخ نظم شد آخِر * غُرّه بوُد از جمادى الآخِر ششصد وشانزده ز هجرت بود * كه به نظم اين خيال رُوى نمود
* وقد نقله العبد الفقير إلى أحد الغنى فيروز بن أحمد بن شادروز المراغي المنجّم في يوم الاحدى وعشرين من شهر المبارك الرمضان سنة ثلث وتسعين وستّمائة [ 693 ] الهجريّه وذلك به مدينة نخجوان صيانة اللّه