مثلا گر شب است ، هست پسر * وار بوَد روز أو بوَد دختر
در ششم ميل بر مرض دارد * واز مواشي وبَرده فكر آرد
در مقابل نكاح نيز آرد * رأى در شركت وربا دارد
باز از هَشتُم از أكابر دون * باشدش فكرهاى گوناگون
نيز سعيى كُنَد به موت كسى * وار نَه خونى بريزد از هوسى
بنده بگريزد از نُهم به دليل * سَفرى باشد از غم تحويل
در دهُم خير وشادى وراحت * واز بزرگان مراد با نعمت
گر به برج يازده است مُقام * خير وشادى وراحت است تمام
صاحبش در كنار آورده است * رنج اميد منقطع كرده است
780 وار بوَد خانهء دوازده ماه * بيند از بنده وستور گناه
دشمنان بخت كامران گويند * دوستان تير بر كمان كوبند
ختم كتاب
هركه اين را تمام برخوانَد * چون به تقويم بنگرد داند
آنچه مكتوب باشد اندر وى * مشكلش جمله حلّ شود بر وى
ليك بايد به اعتقاد ويقين * بنگرد تا نگردد از رَهِ دين
785 كه نداند شناخت از دو سراى * هيچكس عِلمِ غيب جز كه خداى
باد از ما درود بر مهتر * پس بر أصحاب وأهل أو يكسر
وقت تاريخ نظم شد آخِر * غُرّه بوُد از جمادى الآخِر
ششصد وشانزده ز هجرت بود * كه به نظم اين خيال رُوى نمود
* وقد نقله العبد الفقير إلى أحد الغنى فيروز بن أحمد بن شادروز المراغي المنجّم في يوم الاحدى وعشرين من شهر المبارك الرمضان سنة ثلث وتسعين وستّمائة [ 693 ] الهجريّه وذلك به مدينة نخجوان صيانة اللّه