تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
بوَد از هفتمين خصومت ساز * خاصه با زوجه يا كه با انباز كار بيجا وماندنِ حاجات * بر نكاح حرام اخراجات دهد از هشتم از ستور احداث * باز بستانَد ار دهد ميراث به نُهم بيم غربت افزايد * خواب شوريده نيز بنمايد 695 بر دهُم از عمل برنجاند * تهمتش آبروى بستاند نيز مقهور گردد از قاهر * جز كه سعدى بوَد بر أو ناظر وار بوَد جاى أو به يازدهم * فوت حاجت بوَد ، غم وهم همّ كار پيچيده دارد از عادت * دوست دشمن شود در اين حالت وار كُند در دَه ودو جاى مقام * تعب ودشمنى كُند به قدرِ تمام 700 خطر آرد قوى ، مشو بىباك * نيز باشد ز خصم بيم هلاك

اختيار بودن شمس در بروج

پس تو تأثير شمس بشنو هم * آن‌كه خوانيش نيّر أعظم گر بوَد آفتاب در طالع * همّتت را كُند چنان ساطع حاجتت بر مراد باز آرد * غمت از سينه جمله بردارد بين كه نيكى رسانَد ونعمت * نيز بگشايدت درِ رحمت 705 در دويُم دخل ومال افزايد * واز سلاطين رياست افزايد در سِيُم خواهد أو برادر ويار * ليك تحويل هم بوَد به شمار گم شده را دهد چهارم جاى * بر بنا وعمارتت از رأى خير باشد به پنجم از فرزند * با هدايا فزون كند پيوند در ششم جاى گر بود خورشيد * دهد از امرهاى رنج نويد 710 از فرودست ودَم به غم باشد * نيز نقصان مال هم باشد وار مقابل ، اگر ، وليك ، بوَد * نيكويى از زن وشريك بوَد باز هم ار مقارن وار غنج * از سلاطين نمايد اندك رنج
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 207 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك