تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
وار كُند زُهره در سِيُم منزل * ميبَرد دمبدم غمت از دل كار خير تو را از آن خواهد * غم ورنج از دلت هميكاهد در چهارم خصومت آرد بار * با زن ويا شريكِ تو ناچار 730 نيز از مال ، در به در رنجى * رسد أو را چو مار بر گنجى سوى پنجم مقر چو فرمايد * هر زمان عشرت ونشاط آيد خاصه ناهيد چون بود مسعود * شاد گردد به طالع مولود در ششم بنده را كُند بيمار * مر زنان را بوَد غمِ بسيار گر بوَد سعد ، اينهمه رَستند * وار نَه جمله هلاك پيوستند 735 در مقابل ز زن نويد دهد * به مراد از پىِ اميد دهد هشتمين رنج مادر آرد بار * يا زيان از مصيبتِ بيمار در سَفر ، در نُهم كُند باميد * شادى بندگان دهد جاويد يابد از دوستان مراد تمام * نهد از عشوه دل هميشه به كأم به دهُم زهره گر بود مسعود * از سلاطين بيابد أو مقصود 740 وار بوَد بخش جمله خنياگر * تازه آرد خصومت ديگر غم واندوه خان‌ومان آرد * واز سلاطين اميد باز آرد وار مُقامش به يازده يأبى * سوى شادى ز رنج بشتابى نعمت افزون شود تو را ز وفا * حاجت از دو كبار هست روا صحبت زن دهد دوازدهم * شادى آرد به دل دَم اندر دَم 745 گر بوَد سعد ، مال وگنج دهد * وار بوَد نحس ذلّ ورنج دهد

اختيار بودن عطارد در بروج

چون رسيدى به سوى تيرِ فلك * آنكه خوانى ورا دبيرِ فلك گر به طالع درون بوَد انسب * هست تعليم علم وكارِ أدب عرض فرزند وكار خطّ وكتاب * نيز تحصيلِ عِلم وفضل وحساب
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 209 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك