تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
605
وار به تثليثشان نظر باشد * ديدن شاه خوبتر باشد وار رياست طلب كنى شايد * كآن نظر جاه تو بيفزايد وار بوَد آن نظر مقابله را * خوش بوَد ابتدأ معامله را خاصه ملك وضياع بخريدن * نيز ديدار پادشه ديدن

اتّصال قمر با زهره

وار بود مَه مقارن زُهره * باشد آغاز كارها شهره 610 وار به تسديس هر دو راست نظر * وقت تزويج وشركت است وسَفر نيز نيكو بوَد تجارت را * ليك تربيع بِه عمارت را باز تثليث سورها را بِه * كآندر أو عيش وخوشدلى است فره وار مقابل بوَد تو باش عجول * به فرستادنِ بَريد ورسول

اتّصال قمر با عطارد

وار مقارن بوَد قمر با تير * ديدنِ عالمان بِه است ودبير طلبِ حاجت ، اختيارِ سَفر * اندر اين وقت ار كنى بهتر وار به تسديس ناظرند اين دو * باشد اين وقتِ خوردنِ دارو باز تربيع وقت تعليم است * هم گَهِ بيع وضيعت وتيم است وقت تثليث نيك دان هموار * با بزرگان اگر كنى ديدار وار مقابل بوَد نظر ، سره دان * وقتِ با عالمان مناظره دان 620 گر مقارن برآورند عَلم * نيك نبوَد لقاى أهل قلم

اختيار بودن كواكب در بروج دوازده‌گانه

بشنو اين حُكمِ طبعِ بشير * از فلاطون حكيمِ عِلم وخبير چون‌كه صانع ز صنع بىعلّت * كرد عالَم پديد بىآلت آسمان از ستارگان آراست * مر زمين را به خرّمى پيراست داد از فضل وحكمت وتقدير * هريكى را - حكيم گفت - تأثير