تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
ناظر سعد واز نحوست پاك * ليك با اينهمه نباشد باك 550 گر كند بِه بوَد در اين هنگام * نظر أو به دوستى بهرام

ختنه كردن

وآرت رأى است تا كُنى تطهير * ماه در برج آتشى ميگير دور باش از بروج بادي وآب * كآندرين اختيار نيست صواب

حاجت خواستن

به كسى گر تو حاجتي دارى * وآن بدو ميخوهى كه بردارى بايد از مَه گرفته باشد زين * برج ثابت ، واگرنه دو جسدين 555 ليك از نحس پاك بايد ودُور * واز سعادت گرفته كأرش نور

دارو خوردن ومسهل آشاميدن

خوردن دارو ار تو را بايد * احتياطى ز خاكىات شايد ماه را نيك باشد ار يأبى * اندر آن دَم به خانهء آبى نظرش سوى زُهرهء پدرام * وار نظر باشدش سوى بهرام چون نظر دوستى بوَد سره دان * دُور باش از مقابلِ كيوان

در سفر كردن

560
سوى مشرق دوشنبه وشنبه * نروى ، اى برادرِ من ، بِه آنكه از مغرب آوَرد كينه * روزِ يكشنبه است وآدينه روز سه‌شنبه وچهار ، به فال * نروى ، زينهار ، سوىِ شمال

علاج بيمارى كردن

وارت رأى است تا كُنى درمان * يا علاجى كُنى تو در سر وجان ماه بايد به برج آبى در * يا به ميزان وسُنبله بنگر 565 تا موافق بوَد علاج تو را * نيك گردد به تن مزاج تو را