تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
دان كه وقت شكستن سرماست * كآين نظرها دليل بر گرماست

در معرفت زلزلهء زمين

گر عُطارِد به منزل كيوان * باشد از دَورِ گردش گَردان برج خاكى چو مَه نشان آيد * زلزله در زمين كشان آيد

در معرفت دلايل باران

430
چون بود مَه به ثور وار پروين * آن زمان وقت ابر ونَم بگزين
أيضا
باد شرقي جهد برآيد ابر * گرچه باران بوَد ببايد صبر چون بوَد آفتاب در جوزا * مَه به قوس آيد وشود پيدا

در معرفت طالع مقياس

سايهء آفتاب چرخ أثير * تو به مقياس هفت اصبَع گير پس هميشه بر آن تو هفت افزاى * جملگى پس نگاهدار به جاى 435 بر صد وچهل وچار قسمت كُن * نام آن شكل سرِّ حِكمت كُن هر نُه اعدادِ حاصل ، آن أرقام * هست يك طاس اندر آن احكام

دلالت بروج بر اندام

از حمل سر بگير وگردن ثور * دست جوزا وسينه سرطان فور معده را از أسد شناس اثر * ناف را سُنبله قياس شُمر از كمر تا سُرين به ميزان است * عقرب آلت ، كمان بدان ران است 440 جَدى زانو ودلو ساق بهم * حوت را خصيه دان وهردو قدم

در معرفت بروج علوي

وار بروجت كنون كُنم تعليم * شش زبَر دان وشش به زير مقيم به دو قسمت شدند ليل ونهار * كرده بر حكم كردگار مدار آنكه دارند بر زبَر پوشش * در عمارت كُنند بس كوشش
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 193 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك