با متاع زمين وبا عمّال * شد تمام اين سخن على الاجمال
اختيار جلوس پادشاه
465
گر كُنى اختيار شاه جهان * كه نشنيد به مُلكت سلطان
طالع وقت برجِ ثابته خواه * صاحبش تير ، با خور وبا ماه
برجهاى همه كواكب راست * جاى خورشيد ووجه از آن كن راست
خانهء عاشر از نحوست پاك * طلب از بهر رفع سهم وهلاك
اختيار جلوس وزارت
گر تو خواهى كه دست كوس كُنى * به وزارت همى جلوس كُنى
470 ماه با تير برج سعد بجوى * زُهره ومشترى به عاشر پوى
اختيار جلوس قاضى
وار به تختِ قضا ، گَهِ تجليس * ماه بايد به خانهء برجيس
به اتّصال مودّت خورشيد * دور از حدّ وخانهء ناهيد
اختيار جلوس اعتكاف
هست تجليس اعتكاف صواب * مَه به برج زُحل طلب بشتاب
طالع وقت برج ثابته خواه * تا كه نايد در اعتكاف اكراه
اختيار جلوس مدرّس
475
وارت اجلاسِ درس هست طلب * ماه با مشترى وزُهره طلب
از عُطارِد حذر كُن آن هنگام * تا نباشد به خانهء بهرام
اختيار نو بريدن ونو پوشيدن
چون بوَد در بروج ثابته ماه * جامهء نو بريدن اختيار مخواه
بلكه در برج منقلب بايد * وار به زُهره نظر كُنَد شايد
وار نه بارى به برج ذو جسدين * يافت از اتّصال أو سعدين
480 بايدت نيز وقت پوشيدن * اندر اين اختيار كوشيدن