تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

اختيار طلايه فرستادن

گر بخواهى تو تا طلايه كُنى * عَلمِ لشكرى سپايه كُنى كوش تا آنكه ماه يابد زين * به اتّصالِ مودّت سعدين در سعادات هردو سعد گُزين * تا سعادت بوَد تو را هميشه قرين

نامه فرستادن وكتابت كردن

ابتداى كتاب از هر باب * چون كُنى اختيار هست صواب 485 ماه در برج منقلب بايد * وار به ثور وأسد بوَد شايد وار بود نامه سوى حضرت شاه * ناظر آفتاب بايد ماه وار فرستى بَرِ سپهسالار * سوى مرّيخ بايدش ديدار وار فرستى به نزد دانشمند * جز نظر سوى مشترى مپسند وار فرستى به خواجهء دهقان * نيك باشد نظر سوى كيوان 490 وار فرستى به سوى خواجة دبير * ماه ناظر نكو بوَد با تير وار فرستى به سوى أهل كتاب * نظرش جز به تير نيست صواب وار تو خواهى نوشتنِ منشور * ماه بايد ز رنجها مستور وار فرستى سوى زنان بنگر * تا نباشد بجز به زُهره نظر اين نظرها بدان كه بىتلبيس * همه تثليث بايد وتسديس 495 وار بخواهى كه ناردت تصديع * از مقارن حذر كُن وتربيع
أيضا
گر فرستى رسول نزدِ كسى * مر تو را اختيار هست بسى كوش تا جاى مَه بوَد مقبول * با عُطارِد كه هست طبعِ رسول

سواري كردن

وارت رأى است تا سوار شَوى * چون طلبكارِ اختيار شَوى اوّل از برج منقلب مَه جوى * پس به مرّيخ ومنظرِ أو پوى