تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 122

مساهمون:

صپيشگفتار ١٢٢
كند ، آنگاه تخمهاى آن درخت را به آب فرو اندازد ، كه به باران ، ديگربار بر زمين باريده شود » . وباز در بندهش ، آمده است : « درخت بسيار تخمه ، ميان درياى فراخكرت رسته است وتخم همهء گياهان در آن است . . . » . همچنانكه ملاحظه ميشود ، روايات فارسي ميانه ( پهلوى ) جز تكرار وأحيانا تفسير روايت اوستا نيست . در اين روايات نيز : 1 . سيمرغ بر درخت « ون جد بيش وس تخمگ » آشيان دارد . 2 . اين درخت ( آنچنانكه نام آن نيز گواهى ميدهد ) تخم همهء گياهان ، واز آن جمله گياهان شفابخش را در خود دارد . 3 . سيمرغ چون از اين درخت بال برميگيرد ، تخمهاى اين گياهان به درياى فراخكرت ميريزد . 4 . تخمهاى گياهان ، واز آنجمله گياهان شفابخش ، با آب درياى فراخكرت ميآميزد . 5 . چون تيشتر آب درياى فراخكرت را برميگيرد ، تخمهاى گياهان را با خود به آسمان ميبرد . 6 . تيشتر ، به همراه باران ، تخم گياهان را بر همهء روى زمين ميباراند ، واين‌چنين تخم گياهان وداروها به همهء زمين پراگنده ميشود . در ادبيّات دوران اسلامى ، درخت « ون جدبيش وس تخمگ » را درخت « طوبى » ناميده‌اند . به اين تكّه از نوشتهء شيخ شهاب الدّين يحيى بن حبش بن ميرك سهروردى ، در كتابچهء « عقل سرخ » توجّه فرماييد : « . . . پس پير را گفتم : « درخت طوبى چه چيز است وكجا باشد ؟ » . گفت : « درخت طوبى درختى عظيم است . هركس كه بهشتى بود ، چون به بهشت رود ، آن درخت را در بهشت بيند . . . » .