4 دقيقه سير ميكند .
360 * 4 - 60 * 24
تأمّل اينجاست كه آيا منظور احكاميان از طالع شدن صور در هريك از درجات بروج ، با عنايت به حركت انتقالى زمين وناظر بودن هريك از درجات به مدّت 23 ساعت و 39 دقيقه در هر سال است ، يا با توجّه به حركت وضعي زمين وناظر بودن هر يك از درجات به مدّت 4 دقيقه در هر شباروز است ؟ .
* از متن كتاب تنكلوشا ، قرائن متعدّد به دست ميآيد كه اين كتاب ، بر أساس فرهنگ إيراني ، در همين إيران ، سامان يافته ، ونسخهء فارسي ميانه ( پهلوى ) آن به سريانى ترجمه شده ، ودر سدههاى نخستين اسلامى از سريانى به عربى برگشته ، وسپس از عربى به فارسي در آمده است . خواننده را ، در اقتضاى حوصلهء اين پيشگفتار ، به شرح وتوضيح يكى از آن قرائن مهمان ميكنم :
يكى از قصّههاى دلكش فرهنگ إيراني ، قضيّهء در هم تنيدهء « درياى فراخكرت » ، « درخت ون جد بيش وس تخمگ » ، « سيمرغ » و « سيندخت » است .
در پارهء 41 بهرام يشت ( بخشي از اوستا ) آمده است :
« بهرام اهورا آفريده را ميستاييم . بكند بهرام ( پيروزى ) با فرّ خود فرا گيرد اين خانه را از براي [ نگاهدارى ] رمهء چارپايان ، آنچنانكه اين مرغ سئن ، آنچنانكه اين ابرهاى بارور [ : آبدار ] فراگيرند كوهها را » .
در پارهء 17 رشن يشت ( بخشي از اوستا ) آمده است :
« اگر هم تو ، اى رشن پاك ، در بالاى آن درخت سئن باشى ، در ميان درياى فراخكرت ، [ آن درختى كه ] داروهاى نيك در بر دارد وداراى داروهاى درست ودرمانبخش است ، [ درختى كه ] ويسپوبيش [ : به همه درمانبخش ] خوانند ، ودر آن تخمهاى همهء گياهان نهاده شده ، ما تو را به يارى ميخوانيم » .
از اين دو تكّه كه از يشتها ( بخشي از اوستا ) نقل كردم ، چنان مستفاد ميشود كه :
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 120
مساهمون: مؤلف مجهول
صپيشگفتار ١٢٠