از يك زيج استخراج ودر خانههاى قراردادى زايجه ثبت ميكنند . با اين حساب ، زايجهء طالع خود يك جدول ثبت وضعيّت استقرار اجرام سماوي وبروج در يك زمان معيّن است . به عبارت ديگر ، يك زايجهء طالع ، يك سند ثبت زماني حدوث واقعه است .
به منظور مقايسهء يك زايجهء طالع با يك ثبت تاريخ معمولى ، به اين تاريخ تأليف فرّخ نامهء جمالى عنايت بفرماييد :
« سپرى شد اين كتاب ، در هنگامى كه شاخ درختان چون رمح اعرابى عريان وباد خزان بر أطراف عالم پران ، في يوم الخميس ثلاثين شهر اللّه المبارك الأعظم رمضان سنة ستّة وثمانين وخمسمائة من هجرة النبي محمّد ، عليه الصلاة وآله ، در وقتي كه قرص آفتاب از ميان سروى كژدم گردون ميتابيد وجرم ماهتاب از پايهء كمان فلك ميدرخشيد ، در روز ارديبهشت من ماه دى سنهء مذكوره » .
يعنى كه تأليف وسامان اين كتاب فرّخنامه ، در روز پنجشنبه 30 ( سلخ ) ماه رمضان سال 586 هجرى قمري ، مطابق روز ارديبهشت ( 3 ) ماه دى ( 10 ) [ سال 559 ] يزدگردى ، كه آفتاب در برج كژدم ( عقرب ) [ يعنى مطابق ماه دوم فصل پاييز ] وقرص ماه در برج كمان ( قوس ) بوده ، به پايان رسيد . اگر مطهّر جمالى ، براي ختم تأليف فرّخنامه زايجهء طالع استخراج كرده بود ، ميتوانستيم علاوة بر اين اطّلاعات از هنگام وقوع حادثه ( ختم تأليف ) ، موقعيّت ( ابعاد ) ساير سيّارات نسبت به هم ونسبت به ثوابت را هم داشته باشيم .
پس براي سامان يك زايجهء طالع ، دو شرط اساسى وجود دارد : اوّل اينكه سامان دهندهء زايجهء طالع ، تا حدّ لازم از هيأت ونجوم سررشته داشته باشد ، دوم اينكه زيجى كه وى براي استخراج موقعيّت سيّارات وثوابت به كار ميگيرد ، صحيح وبىغلط باشد . در اين صورت ، سامان يك زايجه ، يك كار علمي ( نجومى ) است ، وآنچه كه دانش امروز آن را برنميتابد ، تعبير وتفسير دلالت زايجه بر سرنوشت يا نتيجهء واقعه در آينده ( تنجيم ) است .
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 125
مساهمون: مؤلف مجهول
صپيشگفتار ١٢٥