تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 118

مساهمون:

صپيشگفتار ١١٨
فوت شد از ما وحَملش شد پديد * نطفه‌اش جَست ورَحِم اندر خزيد ليك استغفارِ اين ، روزِ ولاد * ما نگهداريم ، اى شاه وقباد روزِ ميلادش رصد بنديم ما * تا نگردد فوت ونجهد اين قضا گر نداريم اين نگه ما را بكُش * اى غلام رأىِ تو أفكار وهُش »
در مقام مقايسهء دو روايت تنكلوشا ومثنوى از يك قضيّه ، نكتهء قابل دقّت آنكه : بنا به روايت مثنوى ، ستارهء آن كسى كه نيكبخت ميشد وبه پادشاهان ميپيوست ورياست مردمان بسيار ميكرد ، در آن شبى كه نطفه‌اش بسته ميشد ، در آسمان طلوع ميكرد ، وحال آنكه بنا به شرح تنكلوشا ( وتقريبا غالب احكاميان ) صور سماوي ، در آن درجه ( هر هنگام از شباروز ) كه طفل از شكم مادر زاده ميشد ، در آسمان نمايان ميگرديد ( وحتّى اينگونه تلقّى از طالع موجب آن شد كه در فارسي ، كلمهء « زايجه » را به « زايچه » بدل كنند ) . چنان پيداست كه ميان أهل تفكّر وتعمّق ، اين بحث سارى بود كه منظور از طالع طفل ، درجات ودقايق آن برج وصوري است كه در شب انعقاد نطفهء وجودي طفل در آسمان ظهور مييافت ، يا آن درجات ودقايق آن برج وصوري كه به هنگام زاده شدن طفل از شكم مادر ، پديد ميآمد . أبو سعيد عبد الحىّ بن الضحّاك بن محمود گرديزى ، « در كتاب « زين الأخبار » كه آن را به سالهاى 443 - 444 هجرى قمري تأليف كرده ، از كتاب المسالك والممالك تأليف أبو عبد اللّه محمّد بن أحمد جيهانى ، نقل كرده است كه : « چون ملك [ : فعفور چين ] با كنيزك مجامعت خواهد كرد ، منجّمان بر بأم خانهء بار شوند وطالع گيرند ووقت مجامعت أو را اختيار كنند ، آن وقت مجامعت كند » . أمير عنصر المعالي كيكاوس بن إسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيارى ، در باب سى وچهارم « نصيحتنامه » اش به فرزندش - كه كنون را به « قابوسنامه » شهره است ، وبه سال 457 هجرى قمري سامان يافته - ، مينويسد :
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 118 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك