تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
باشد « 1 » . خفاجى - در ادامهء سخن خود - مىگويد : به گمان من عاملى كه اينان را وادار ساخته است كه مقاطع آيات را فواصل بنامند و آن مواردى كه حروف آخر آيه‌ها با هم متماثل‌اند ، سجع نناميده‌اند ، همان رغبت و ميل باطنى و علاقهء قلبى اينان نسبت به تنزيه قرآن كريم از وصف و صفتى است كه از ويژگىهاى كلام منقول از كاهنان و غيرهم بوده و نخواسته‌اند قرآن كريم را به صفتى متّصف بنمايند كه كلام ديگران غير از قرآن بدان متّصف مىگردد ، به ويژه كلام مبتذل و سخيف كاهنان . و اگر انگيزهء آنان از نفى و انكار ، همين است كه به مجرد تسميه و نامگذارى آيات و متّصف كردن آنان به سجع بر مىگردد ، اين غرض خوبى است و عيبى ندارد . اما حقيقت غير از اين است و آن ( حقيقت ) همان‌طورىكه بيان نموديم به واسطهء دوست نداشتن عدهء ديگرى ، يا عدم خوشايند عده‌اى با تغيير نام آن
هامش
( 1 ) جار اللّه زمخشرى ( متوفاى سال 528 ) مىگويد رعايت مجرد فواصل بما هو فواصل ، كلام را زيبا نمىنمايد مگر اينكه رعايت آن ، همراه با سداد معنى و استوارى آن بر اساس سبكى كه مقتضاى حسن نظم و التيام كامل باشد ، همچنان‌كه انتخاب الفاظ شيرين و پشت سر هم به تنهايى زيبا نيست مگر اينكه مطيع و تابع صددرصد معانى باشد ، البته معانى صحيح و منظم ؛ يعنى معانى كه بر طبق حكمت عقلانى نظم يافته باشد . و اما اگر جنبهء معانى ، از نظر دور داشته شود و فقط به تحسين الفاظ تنها پرداخته شود بدون اينكه مؤدى و معانى آن در دلها منظور باشد ، اين نوع كلام از بلاغت هيچ بهره‌اى حتى به اندازهء فتيل ( نخ نازك داخل بريدگى هسته خرما ) نخواهد داشت و در عين حال ما بين قول خداى متعال :وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَو قوله :وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَترك رعايت تناسب در عطف بين جمله‌هاى فعليه بخاطر رعايت جانب فواصل ، نمىتوان نمود به اين بهانه كه اين نوع رابطه يك رابطهء لفظى است كه هيچ غرض و هدفى عقلانى ندارد ؛ زيرا به دليل تقديم و تأخير در اين دو جمله بخاطر قصد اختصاص انجام‌شده پس جنبهء لفظى هم رعايت آن گاهى اوقات لازم بوده و چه بسا بدون آن ، تناسب لازم نباشد ( البرهان بدر الدين زركشى ، ج 1 ، ص 72 به نقل از تفسير كشاف ، طبع قديم ) .