گشته است و فواصل قرآن كريم در برابر سجع در كلام عرب و در مقايسه و برترى بر آن ، نازل گشته است .
اما دليل اينكه براساس يك اسلوب فقط نيامده ؛ زيرا در انتخاب يك اسلوب به تنهايى امكان دارد . نوعى تكلّف و تعسّف غير حكيمانه باشد . و علاوه ، طبع بشرى هم از يك اسلوب ملالتآور ، خسته مىشود و بيشتر به فنون مختلف علاقهمند است ؛ زيرا افتنان از فنّى به فنّ ديگر ، از انواع فصاحت وارد شده ، برتر و بالاتر از استمرار و ادامهء يك نوع از كلام است . و روى همين جهت برخى از آيات قرآن ، متماثلة المقاطع نازل گشته و برخى غير متماثل « 1 » .
به نظر نگارنده ، سجع همان مقاطع كلامى است كه مبتنى بر وقف بوده و در فواصل متقارب ، قرار گرفته باشد . و در قرآن كريم از اين نوع كلام ، بسيار وجود دارد .
و اين امرى است غير قابل انكار ، ولى از نوع تكلّف بار و تعسّفآور غير حكيمانهء آن نيست ، بلكه سجع در قرآن كريم از نوع سهل و رسا و نرمى است كه الفاظ در آن ، كاملا تابع و دنبالهرو معانى مىباشد . و اگر هرجا سجع بر اين اساس باشد ، زيبا و آراسته خواهد بود . و قرآن كريم همهاش زيباست و با همهء اسباب ، ادوات ، ابزار و وسائل زيبايى ، متناسب است .
انواع فواصل كلام
مقاطع و فواصل كلام ، اعم از فواصل مصطلح و اسماعى ، نزد اهل بديع و دانشمندان آن ، داراى انواع گوناگون و مختلفى است مانند :
( 1 ) متوازى ( 2 ) مطرّف ( 3 ) متوازن ( 4 ) مرصع ( 5 ) متماثل
( 6 ) متقارب ( 7 ) توأم ( 8 ) لزوم ما لا يلزم .
هامش
( 1 ) البرهان فى علوم القرآن ، تأليف بدر الدين زركشى ، ج 1 ، ص 59 - 60 .