از باب نمونه ، وى در مورد همزهء « أعوذ » ، گمان مىنمايد كه آن اشاره به اوّل و ابتداى خلقت بوده و « م » در آخر « رجيم » اشاره به « معاد » است . و اما بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ به طور كلى همهاش اشاره به معاد و حشر است ؛ زيرا با حروف شفوى يعنى « باء » شروع و با « ميم » پايان يافته است ، چون استعاذه با « همزه » آغاز شده و با « ميم » كه اشاره به معاد بود پايان پذيرفت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ يكجا براى روز معاد قرار داده شد « 1 » . اين چنين و با اين بيان و سبك ، سخن خود را در مورد وجه تناسب ما بين آيات و سور ، شروع مىنمايد . باز از جمله خيالپردازىهاى وى ، سخن او در مورد تناسب دورى بين سورهها مىباشد ؛ يعنى همانا آخرين سورهء قرآن « ناس » با اولين سورهء آن ؛ يعنى : « حمد » تناسب و هماهنگى و پيوند بسيار دقيق و عميقى دارد . و اين در صورتى است كه اگر خوانندهء قرآن به دنبال ختم قرآن بلافاصله از سورهء « حمد » شروع نمايد . و همچنين است در ساير سورهها با توجه به ترتيب وقوعى آنها در قرآن كريم ، بدون اينكه به يك نقطهء توقف و يا پايانى منتهى گردد ، به نحوى كه همه سور با يكديگر ، از يك تناسب بسيار قوى و ناگسستنى برخوردارند ، گويا كه تمامى سورهها يك حلقهء بهم پيوستهاى هستند كه قارى و تلاوتكنندهء آن در روى آن دور مىزند كه نه آغازى دارد و نه پايانى . و سپس مىگويد : از همينجا روشن مىگردد كه در قرآن كريم ، هرگز وقف تامّى وجود ندارد ، و نمىتواند هم باشد ( زيرا هرجا را كه بنگرى ، آغاز و هر آغازى هم انتها محسوب مىشود ) حتى پايان سورهء « ناس » هم نمىتواند ختم و پايان و محل وقف تامّ آن باشد ؛ زيرا به يك معنى ، اول و آغاز قرآن به شمار مىرود ؛ چون اين سوره با وجود
تناسب آيات ( فارسى ) — صفحة 172
مساهمون: الشيخ محمد هادي معرفة
ص١٧٢
هامش
( 1 ) نظم الدرر ، ج 1 ، ص 22 .