همينكه خداى منّان فلان سوره را به پايان برد ، به دنبال آن ، فلان سوره را با فلان كلمه « مثلا » آغاز فرمود ! !
در حالى كه اين سخن با اجماع همه امّت اسلامى مبنى بر اينكه : ترتيب فعلى قرآن قطعا بر خلاف ترتيب نزول آن است ، مخالف است . با اينكه ايشان نيز طبق روش مشهور دانشمندان ، ترتيب نزول را متعرض گشته است . اما نمىدانم چگونه در مقام بيان تناسبهاى ساختگى و بىاساس ، از آن غفلت نموده است ؟ !
از بين دانشمندان محقّق كسى را كه از افكار مرحوم طبرسى در بيان تناسب سورهها پيروى نموده باشد ، نيافتم جز عدهاى كه افكار و عقايد سلفىگرى ، آنها را به دليل ظاهر فريب بودن ، بر خود جذب نموده است .
از همين رو « مرحوم محمد تقى شريعتى » را مىبينيم كه گمان برده است كه ترتيب فعلى قرآن كريم در بين سورهها همان ترتيبى است كه رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - بدان مرتّب كرده است . و بر اساس همين نظريّهء بىپايه در ادامه سخن خويش مىگويد :
ما معتقديم كه ترتيب موجود در بين سورههاى قرآن كريم ، همان ترتيب و نظمى است كه خداى سبحان آن را به وجود آورده است « 1 » .
و به عقيدهء وى رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - شخصا جايگاه هر سورهاى را در قرآن معين نموده كه پيش از كدام سوره و پس از كدام سوره قرار گيرد .
از جمله دلايلش همان تناسب و ترابط موجود بين آيات آغازين سورهها و بين آيات پايانى آنهاست ؛ همان امرى كه دربرگيرنده اسرار فراوان و رموز بىشمارى است كه جز ذات اقدس علّام الغيوب ، كسى را ياراى فهم آن نيست .
سپس مىگويد : بسيارى از محققان مانند : برهان الدين بقاعى ، و جلال
هامش
( 1 ) تفسير نوين ، ص 427 .