بنابراين ، سورهء « بقره » بهمنزلهء اقامهء دليل ، و « آل عمران » بهمنزلهء پاسخ از شبهات آن است . و اما سورهء « نساء » متضمن احكام اسباب « روابط » بوده و سورهء « مائده » همان سورهء عقد و پيمانهاى مختلف بشريت است .
و سپس از محمد بن احمد ابو عبد اللّه شهاب الدين ، قاضى دمشق ( متوفاى سال 693 ه ) نقل مىنمايد كه : اوائل سورهء مباركهء « بقره » با اواخر سورهء حمد ، متناسب بوده و ارتباط تنگاتنگ دارد .
و بعد در مقام توضيح مىگويد : سپاس خداى را كه تعدادى از اين تناسبها براى من واضح و روشن شد كه از آن جمله :
1 - به عنوان يك قاعدهء كلى كه قرآن بر اساس آن پايهريزى شده ، اين است كه : هر سوره كه به دنبال سورهء قبلى مىآيد ، در حقيقت نتيجه و فاصلهء سورهء قبلى بوده و شرح ، تفصيل و توضيح مبهمات آن است . و اين نوع تناسب و ارتباط در بين بيشتر سورهها - چه كوتاه و چه بلند - برقرار و استوار مىباشد .
و همچنين سخن خود را در جريان معمّاهاى خويش تكرار نموده و با بيان ملالآور و بيرون از حدّ اعتدال كلامى ، پى در پى چنين وانمود مىكند كه فقط براى من اين مطلب آشكار گشته و روشن شده است . خداوند از چنين امتحان و افكار تأسف بار ما را حفظ نمايد « 1 » .
و باز برهان الدين ابراهيم بن عمر بقاعى ( متوفاى سال 885 ) است كه اساس و پايهء بحث و تفسير خود را بر همين گمان و فرض نهاده است ؛ يعنى جهت بيان تمام سورهها و آيهها چه نوع تناسب و ربطى وجود دارد . آرى تناسب و ارتباط خيالى . و آنگاه اسم آن را « نظم الدرر در تناسب آيات و سورهها » نهاده و چنان در آن زيادهروى نموده و به تكلّف افتاده كه از مرز اسراف نيز مىگذراند .
هامش
( 1 ) رجوع شود به كتاب « تناسق الدرر فى تناسب الآيات و السور » كه به اسم « اسرار ترتيب القرآن » به طبع رسيده است .