آنان و خواستههاى دلشان ، جدايى انداخته شد » .
همچنانكه خداى سبحان در سورهء « انعام » فرمود :
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » .
« پس دنباله و نسل ستمگران قطع گرديد و حمد و سپاس تنها از آن پروردگار عالميان است » .
و آغاز و ابتداى سورهء حديد كه با تسبيح شروع شده است . مناسب با آخرين آيهء سورهء مباركهء « واقعه » است كه در ضمن آن ، امر به تسبيح و تنزيه اسم پروردگار با عظمت شده است « 2 » .
همچنين مانند سورهء مباركهء « بقره » كه با
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ
« 3 » آغاز گشته كه اشاره به آيه
اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ
در سورهء حمد فرموده ؛ زيرا همينكه خواستار هدايت از درگاه ربوبى شدند ، در جواب آنان فرمود :
ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ . . .
.
و در مورد ارتباط سورهء مباركهء « فيل » و سورهء « قريش » خوب تأمل و تدبر بنما كه از شدت تناسب و ارتباط ميان آنها « اخفش » ادعا نموده كه اين دو « سوره » از جهت شدت اتّصال همانند اتّصال اركان آيهء
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً
« 4 » نسبت به يكديگر است .
و از لطايف و شگفتيهاى سورهء « كوثر » آن است كه مثل اينكه معادل و همكفو سورهء « ماعون » كه پيش از آن واقع شده است ، مىباشد ؛ زيرا در سورهء
هامش
( 1 ) انعام : 45 : در اين آيه ، تناسب كامل ما بين « حمد » و قطع نسل ظالمان و ستمگران ، مشخص است .
( 2 ) اشاره بهفَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِكه نقطهء پايانى سورهء « واقعه » و سبّح للّه ما في السّموت و الارض كه آغاز سورهء حديد است ، مىباشد .
( 3 ) بقره : 1 .
( 4 ) قصص : 8 .