يكديگر بخوبى واقف بوده وحق آن را بجاى مىآوردهاند ؛ چنانكه ابوريحان با اين كه خود در فلسفه درجتي بلند ومقامي شامخ داشت ؛ ونيز هشت نه سال بزرگتر از أبو على سينا بود باز از وى مسائل فلسفي مىپرسيد ؛ در اين كار قصد احتجاج ومغالبهء فضلفروشى هم نداشت ؛ بلكه براستى در صدد تحقيق مسأله وبازجويى رأى ونظر أبو على در آنباره بود . چرا كه بذكاوت طبع واهليت أو در مباحث فلسفي اعتقاد داشت . أبو على سينا نيز با وجود اين كه از فنون رياضى بهرهء بسيار داشت ؛ باز هر كجا كه بمسألهء رياضى مىرسيد اعتراف مىكرد كه مهارت واستادى ابوريحان در اين علوم از وى بيشتر است . « 1 »
ابوريحان در پارهيى از مؤلفات خود از أبو على سينا نام برده است كه چند فقرهء آن را ذكر مىكنيم .
عقيدهء ابوريحان در كرهء أثير
1 - در آثار الباقية تأليف سال 391 ه ق آنجا كه گفتوگو از طبقهء أثير يعنى كرهء نار مىكند وبر خلاف جمهور حكماى طبيعي ، خود چنين نظر مىدهد كه نار مانند سه عنصر آب وخاك وهوا ، عنصر اصلى طبيعي نيست ؛ بلكه قسمتى از همان عنصر هوا است كه در اثر مجاورت ، از حركت فلك كسب حرارت كرده چندانكه استحاله وانقلاب يافته وصورت ناريت بخود گرفته است ؛ شكل آن هم بصورت كره نيست بلكه بصورت جسمي است كه از دوران شكل هلالي بر وترش حادث شده باشد ؛ يعنى شكل اهليلجى .
بارى در ذيل همين مبحث مىگويد :
« وقد ذكرت ذلك في موضع آخر أليق به من هذا الكتاب وخاصّة في ما جرى بيني وبين الفتى الفاضل أبى على الحسين بن عبد اللّه بن سينا من المذاكرات في هذا الباب :
ص 257 » .
هامش
( 1 ) - رجوع شود بمتن رسالهء عربى مناظرهء كتبي أبو على سينا وابوريحان در هجده مسالهء فلسفي .