مسقط النّطفه است . بس قمر را بذو راست كن . وجون درجهء أو دانى « 1 » درجهء طالع مولد « 2 » همان كن كي اين « 3 » نزديك ايشان درستست از اصلهاء خويش .
قسم جهارم واصلهاء أو كدامند
اين طالعهاى آغاز جيزهاست . خواهى باتّفاق اوفتاذه همجون مولدها آنكه دانسته آمذ وخواهى كي أو را وقت اختيار كرده وكزيذه آمذ وياد كرفته آيذ « 4 » . وقصد اندرين قسم آنست كي بسعادت آن « 5 » وقت فزونى بوذ وبنحوستش كمي وهمجنانك « 6 » اثر وفعل شمس بتابستان بر خويشتن سبكتر « 7 » همى كردانيم بكزيذن نشستكاههاء شمالي وسايهاء « 8 » خوب وخيشهاء ترّ ويخهاء « 9 » زير زمين آكنده .
واندرين باب بابلهى حشويان منكر وهذيان ايشان مشنوكى همى خواهند آنج ما را كرامت كرده آمذست از قوّت اختيار تا باطل شوذ « 10 » ومجبور باشيم .
ومدار كار اندرين قسم آنست كي وتدها را اصلاح كنى ونحوس از آن دور دارى هم بتن وهم بشعاع وروشن كردانى بسعود ونور ايشان و « 11 » خاصّه طالع وخذاوندش
هامش
( 1 ) - بدانى ، حص .
( 2 ) - مولدها ، س .
( 3 ) - حص ( اين ) ندارد : س : همان كن واين .
( 4 ) - خد ( وگزيده آمد ) ندارد . س : خواهى باتّفاق افتاده همچون مولد آنگاه دانسته آيد وخواهى كار را وقت اختيار كرده وگزيده آمد الخ . حص : همچون مولدها آنك دانسته آمد وخواهى أو را اختيار كرده وگزيده آمد ياد گرفته . ع : هو طالع الابتداء سواء اتفقت فعرفت كاتفاق المواليد أو اختير لها الوقت وحفظت والقصد منها ان يزداد في مساعدها ونيقص من مناحسها كما تحققت ( ظ : تخفّفت ) اثر الشمس في الصّيف باختيارنا المجالس الشماليّة ، الخ .
مقصود أستاذ در اين فصل مبحث اختيارات است وميفرمايد طالع آغاز چيزها اعمّ است از اينكه آن چيز واقع شده باشد مانند مولدها يا آنكه اختيار وقت شود براي كارى كه واقع نشده است از روى پيش بيني وپيشگيرى نظير اينكه تهيّهء زمستان وتابستان ديده ميشود .
( 5 ) - كه بسعادت از ، س .
( 6 ) - حص : واو ندارد .
( 7 ) - سبك ، س .
( 8 ) - وبناهاى ، حص . تحريف كاتب است .
( 9 ) - وخيشها تر ويحهاى ، س . تصحيف است . والخيوش المبلولة والثّلوج المدفونة ، ع .
( 10 ) - باشد ، حص .
( 11 ) - خ ( و ) ندارد .