تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
اندرو شنيذه آيذ از رعده « 1 » وهدّه وصيحه وآنج ديذه آيذ « 2 » از برق وصاعقه ، آنكه « 3 » كمان رستم وخرمن وسرخيها « 4 » وآتش وآنكه « 5 » كواكب انداخته وكواكب با دنبال وهرج حوادث الجوّ نام كردند . وآنج اندر زمين افتذ از زمين لرز وباشكونه شذنش . واندر آب از طوفانها وسيلها ومدّ وجزركى افزوذن وكاستن دريايها است « 6 » ، همه يك قسمست از نجوم . واين « 7 » جيزها را بقا نبوذ وكر بوذ اندك بوذ . ومثال را تا دانسته آيذ آنج دراز مدّت‌تر است باران وبرف وكواكب با دنبال « 8 » وزمين لرزست بذان كي اكر مدّتشان سخت دراز نبوذ وليكن « 9 » بوذكى نوبتهاى پيوسته اوفتذ ايشانرا بر يك جاى تا مستأصل ونيست شوند . وسبس « 10 » اين قسم كار آن چيزها است كه از عناصر مركّب شذ جون نبات وحيوان وآنج روش كار ايشان بر اويست « 11 » . واين دو كونه است . يكى كلّى كلى بهمه كروهها رسذ يا بجملهء گروهى . وديگر جزوى كي ببعضى از گروه رسذ وببعضى نرسذ . وآنكه « 12 » أزين هست كي زوذ بگذرذ وهست كي ديرتر
هامش
( 1 ) - رعد ، خ . ( 2 ) - ديده‌اند ، س . ( 3 ) - آنگاه ، خ . ( 4 ) - صرخيها ، خد . املاء قديم كلمه است وسبب آنرا در حواشي پيش أشارت كرديم كه حرف سين در بعض كلمات فارسي در لهجهء قديم مخرجى نزديك بصاد داشته واز اين جهت بشكل صاد هم مىنوشته‌اند از قبيل أصفهان وإصطخر وأمثال آنها . واين تصرّف بدلائلى كه پيش گفتيم از ناحيهء تعريب نيست . واين حرف را سين صادى توان ناميد مانند تاء طائى در ستبر وتپانچه وتپيدن كه بشكل سطبر وطپانچه وطپيدن نوشته ميشود . ( 5 ) - وآنگاه ، حص . ( 6 ) - درياهاست ، خ . رسم الخطّ متن كه در بعض كلمات ديده ميشود مطابق قديمترين نسخه‌هاى خطّى اين كتاب است . ( 7 ) - وين ، حص . ( 8 ) - س ( كواكب با دنبال ) ندارد . ( 9 ) - ولكن ، حص . ( 10 ) - وز پس ، حص . ( 11 ) - برويست ، حص . بروست ، س . ( 12 ) - وآنگاه ، حص .