تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
ايشان قبول وپذرفتن بود يا سفلى اندر وتد بود يا هر دو بأوتاد يا ما يلي أوتاد « 1 » باشند ، عاقبت اين ردّ بصلاح باز آيد . وگر آن ضعيفى كه بعلوي گفتيم بسفلى « 2 » باشد وعلوي بوتد باشد يا ما يلي « 3 » وتد ، عاقبت بفساد رسد هرچند باوّل اوميد « 4 » نمايد . وگر هر دو را آن ضعيفى بود ، از اوّل تا بآخر جز فساد وتباهى نبود . وامّا فوت اندر گذشتن بود 114 وفايت شدن . واين آنست كه سفلى آهنگ پيوستن كند بر علوي وپيش « 5 » از آنك تمام شود اين علوي از آن برج كجا باشد بيرون آيد آنگاه سفلى را پيوندى ديگر اوفتد بكوكبى ديگر يا « 6 » اندر آن برج كه بدوست « 7 » يا ببرجى ديگر وآن پيوند نخستين از وفائت شود . وامّا اعتراض بمعنى بازداشتن است . واين آنست كه « 8 » سفلى آهنگ پيوند كند بر علوي وبا « 9 » اين علوي اندر برج كوكبى باشد سوى آخر برج ازو وميانه بود اى از آن علوي سفلىتر واز آن سفلى علوىتر وپيش از آن كه پيوند آن سفلى تمام شود اين ميانه كوكب راجع شود « 10 » وسوى علوي آيد وبرو گذرد تا آن سفلى ناچاره برو پيوندد نه بدان علوي نخستين . وگر چنان اوفتد كه اين ميانه كوكب با آن علوي بيكى برج نبود ولكن بدوم برج آنگاه برجوع اندر آن برج اندر آيد « 11 » آن اعتراض
هامش
( 1 ) - وتد ، س . ( 2 ) - سفلى ، س . ( 3 ) - مايل ، خ . ( 4 ) - اميد ، خ . ( 5 ) - بر علوي پيش ، س . وأو سقط شده است . ( 6 ) - تا ، خد . تصحيف كاتب است . ثمّ يكون السّفليّ ( ظ : للسّفليّ ) بعده اتّصال بكوكب آخر امّا في البروج ( ظ : البرج ) الّذى هو فيه وامّا عند انتقاله منه وقبل الاتّصال بذلك الاوّل فيفوته ما كان فيه اوّلا ، ع . ( 7 ) - دروست ، س . ( 8 ) - خد ( واين آنست ) ندارد . ( 9 ) - يا ، س . تصحيف است . ( 10 ) - واين ميانه كوكب را جمع شود ، س . تحريف است . ( 11 ) - برجوع اندر آن آيد ، خد .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 493 | أبو ريحان البيروني