بود كه بيكى وقت باشند . فامّا چون درجههاى ايشان مختلف بود « 1 » وآن نگرنده نزديكتر از مجامع پيوندد « 2 » اوليتر باشد . وگر دو نگرنده باشند ويكى بوقت « 3 » پيوند كند آن اوليتر « 4 » كه أو را قبول است . اگر هر دو را قبول بود آن اوليتر كه قبول أو بيشتر است .
وبايستى نگرستنها را فضله بودى چنان چون « 5 » مجامعت را بر بنگرستن « 6 » بود تا نيز قوىّترين نظر ضعيفتر را بازداشتى ولكن « 7 » منجّمان اندرين چيزى نگفتند .
قبول چيست
قبول آن بود كه سفلى بجايى باشد كه بهرهء علوي بود چون برو پيوندد « 8 » از آن بهرهء خويشتن أو را نمايد تا أو را پذيرد چون كسى كه ديگر را خويشتن تعريف همى كند كه من پسر تو أم يا غلام يا همسايه . اگر نيز علوي ببهرهء سفلى باشد قبول تمام شود . وهر چند بهرهها بيشتر ، آن قبول مضعّفتر « 9 » وخاصّه چون نگرستن از دشمنى با آن « 10 » كراهيّت نبود . وچون قبول نبود انكار خوانند .
دفع چيست
پيشتر گفته بوديم كه اتّصال را دفع تدبير خوانند . پس بايد نگرستن ، اگر سفلى ببهرهء خويش باشد وعلوي هرگونه كه باشد
هامش
( 1 ) - بوند ، س .
( 2 ) - از مجامع نگرنده بپيوند ، س . بنابر اين نسخه جملهء ( نگرنده بپيوند ) الخ جواب شرط ودر معنى با متن يكى است .
( 3 ) - وبيك وقت ، س . شايد در أصل اينطور بوده است ( وبيكى وقت پيوند كنند ) .
( 4 ) - اوليتر بود ، س . خ .
( 5 ) - چنانك ، س .
( 6 ) - بر نگرستن ، س . مجامعت را بنگرستن ، خ .
( 7 ) - وليكن ، س .
( 8 ) - وچون بدو پيوندد ، س .
( 9 ) - مصعّبتر ، خد ، بيشتر آن مصعفتر ، خ . هر دو نسخه تصحيف است وتضعيف بمعنى دوچندان كردن با زيادت .
( 10 ) - از دشمنى يا ، س . اردشنى با آن ، خد . ويتضاعف بكثرة الحظوظ وخاصّة إذا كان من منظر غير مكروه ، ع .