دو دست راست اوفتاده بود « 1 » پس أو را حكم كردند بغلبه . ونيز ديگر سببها گفتند
هامش
در وجه تسميه وتلقيب أو به ذو اليمينين چيزها گفتهاند از جمله همينكه أستاذ ما فرموده وابن خلكان نيز در ترجمهء حال ذو الرّياستين فضل بن حسن سرخسى متوفّى 202 نوشته است « لمّا عزم المأمون على ارساله إلى محاربة أخيه محمّد الأمين نظر الفضل بن سهل في مسئلته فوجد الدّليل في وسط السّماء وكان ذايمينين فأخبر المأمون انّ طاهرا يظفر بالأمين ويلقّب بذى اليمينين فتعجّب المأمون من إصابة الفضل ولقّب طاهرا بذلك وأولع بالنّظر في علم النّجوم » . وهم ابن خلكان در ترجمهء طاهر مينويسد « واختلفوا في تلقيبه بذى اليميين لايّ معنى كان فقيل لانّه ضرب شخصا في وقعته مع عليّ بن ماهان فقدّه نصفين وكانت الضّربة بيساره فقال فيه بعض الشعراء كلتا يديك يمين حين تضربه فلقّبه المأمون ذا اليمينين وقيل غير ذلك » .
گرديزى ( أبو سعيد عبد الحيّ بن ضحّاك بن محمود ) در كتاب زين الاخبار كه تاريخ تأليفش حدود سنهء 440 هجرى است مينويسد « ومر طاهر بن الحسين را مأمون ذو اليمينين لقب كرده بود وسبب اندرو آن بود كه چون طاهر را پيش علىّ بن عيسى همى فرستاد فضل بن سعد ساعت خروج أو اختيار كرد وطالع بنهاد ودو ستارهء يماني يكى سهيل وديگرى شعري يماني را اندر وسط السّماء يافت بدين سبب أو را ذو اليمينين نام كرد » .
اين وجه تسميه كه گرديزى نوشته است نه از جهت لفظ درست مينمايد نه از جهت قاعده واصطلاح نجومى . امّا از نظر نجومى زيرا كه طالع گرفتن فضل بن سهل در مرو بود واز همانجا مأمون در سال 195 هجرى قمري طاهر را بجنگ محمّد امين روانه ساخت . طول وعرض نجومى وجغرافيائى مرو معلوم ومدار شعري يماني وسهيل معيّن است ورسيدن اين دو ستاره بوسط السّماء آنهم در سال 195 هجرى بهيچوجه درست نيست . وامّا از نظر لفظي اگر چنين بودى بايستى كه ذو اليمينيّين بتقديم نون بعد از ميم بر ياء مشدّد بصورت تثنيهء يمنى گفته بودندى نه ذو اليمينين بتقديم ياء بر نون بصورت تثنيهء يمين .
در تاريخ بيهقى ( چاپ طهران ص 136 - 137 ) در داستان وليعهدى حضرت عليّ بن موسى الرّضا عليه السّلام بأمر مأمون مينويسد كه طاهر بعلويان ميلى داشت واز شنيدن اينخبر خوشحال شد ونخستين كس بود كه با آنحضرت بيعت كرد « رضا روّحه اللّه دست راست بيرون كرد تا بيعت كند چنانكه رسم است طاهر دست چپ پيش داشت رضا گفت اين چيست گفت راستم مشغول است ببيعت خداوند أمير المؤمنين مأمون ودست چپم فارغ است از آن پيش داشتم حضرت رضا عليه السّلام از آنچه أو بكرد ويرا بپسنديد وبيعت كردند . ديگر روز رضا عليه السلام را گسيل كرد با كرامت بسيارى ويرا بمرو آوردند وچون بياسود مأمون خليفه در شب بديدار وى آمد وفضل سهل با وى بود يكديگر را گرم بپرسيدند ورضا عليه السلام از طاهر بسيار شكر كرد وآن نكتهء دست چپ وبيعت باز گفت مأمون را سخت خوش آمد وبپسنديد آنچه طاهر كرده بود گفت اى امام آن نخست دستى بود كه بدست مبارك تو رسيد من آن چپ را راست نام كردم وطاهر را كه ذو اليمينين خوانند سبب اين است » بيهقى در همين حكايت نيز سبب تسميهء فضل بن سهل را به ذو الرّياستين وعلىّ سعيد صاحب ديوان رسالت مأمون را به ذو القلمين شرح داده است .
( 1 ) - افتاده بود ، خ .