فرح ستارگان كدامست
فرح شادى بود وستارگان شاد باشند بقوّت وسعادت خويش وخوش منش گردند وچون « 1 » ببهرههاى خويش شوند . ونيز « 2 » شاد باشند كه بحلب وحيّز خويش باشند « 3 » . ونيز شاد بوند بر دورى از آفتاب كه با نيكى « 4 » بود چون علويان كه مشرّق شوند وچون سفليان كه مغرّب شوند اندر استقامت « 5 » . ونيز شاد باشند بر سوى خويش از چهار سويهاى جهان چو مشرق ومغرب وشمال وجنوب « 6 » . ونيز شاد باشند اندر خانها كه بجداول بيوت گفتيم « 7 » . واين از همه گونهها معروفتر است . ونيز شاد باشند بربعهاء فلك كه از جهت افقاند ، تا علويان بهر دو ربع زايد شاد باشند وسفليان اندر دو ربع « 8 » ناقص .
اقبال وادبار كدامند « 9 »
اقبال بودنست اندر وتدها زيرا كه أوتاد دليل كون وبودنست « 10 » وهمچنان چون اعتدال ميان طبعها . وادبار بودنست بخانهاء زايل كه اين خانها دليل زايل شدن وتباهىاند وبجاى بيرون آمدن طبعها از اعتدال .
هامش
( 1 ) - خ ( و ) ندارد . مطابق اين نسخه يعنى با حذف وأو عبارت موهم خلاف مقصود ميشود ومتن مطابق ساير نسخ كه همگى قديمتر از ( خ ) اند وبا مراجعه به ( ع ) اختيار شده ومقصود اوستاد اين است كه ستارگان شاد وخوشمنش ميشوند بقوّت وسعادت خويش وچون ببهرههاى خويش باشند . پس جملهء ( خوشمنش گردند ) عطف بر ( شاد باشند ) . و ( چون ببهرههاى خويش ) عطف بر ( بقوّت وسعادت خويش ) خواهد بود .
( 2 ) - خد ( و ) ندارد .
( 3 ) - بوند ، س . حيز وجلب هر دو دليل سعادت وقوّت وغلبهاند وحيّز قويتر از جلب است .
( 4 ) - تا بيكى ، س . تصحيف كاتب است . ويفرح بالبعد عن الشمس مع الاقبال كالعلويّة الخ ، ع .
( 5 ) - كه اندر استقامت مغرّب شوند ، س . در مبحث تشريق وتغريب فرمود كه تشريق مطلقا عليان را سازگار ونيك است وتغريب سفليان را در استقامت .
( 6 ) - كه مشرق ومغرب وشمال وجنوباند ، خ .
( 7 ) - اندر آن خانه كه بحد اوّل بروج گفتيم ، س . تصحيف است با تحريف . ويفرح في بعض البيوت كما قدّمنا في جداول البيوت ، ع . مقصود أستاذ جدولى است كه در ص 433 چاپ شده است .
( 8 ) - اندر ربع ، خد .
( 9 ) - چيست ، س .
( 10 ) - كون بودنند ، س .