تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
واندرين ترتيب حالها افتد كه بگردد چون صاحب شرف كه مقدّم است بر صاحب بيت اندر كارهاى سلطان ورياست وشرف . وببايد دانستن كه اين شهادتها بر نگرستن بر پاىاند يا بدان چيزى كه « 1 » بجاى نگرستن كار كند . زيرا كه اگر يكى را از دو ستاره شهادتها گرد آيد « 2 » بعدد يكسان ويكى نگرنده بود وديگر ساقط ، آن را گيرند كه همى نگرد . ونيز اگر بهره‌هاى أو وشهادتها لختى كمتر وآن ساقط بيشتر ، هم « 3 » نگرنده اوليتر .

مبتز چيست

[ مبتزّ چيره بود « 4 » وبر دوگونه آيد « 5 » . يكى مطلق واين آنست كه قويترين كوكبى باشد اندر وقت ] « 6 » وبسيارترين شهادتها اندر جاى خويش بفلك وستارگان وحالهاى كه از أفق اوفتد « 7 » . وديگرگونه مقيّد بود واين آنست كه هم قوىّ وخوب حال بود وشهادتهاى أو بر يك چيزى باشد از آن چيزها كه اندر دوازده خانه‌اند .

حيّز چيست وجلب « 8 »

اين هر دو بمعنى نزديك يكديگراند وهنباز ببودن « 9 » كوكب روزى بروز زبر زمين وبشب زير زمين ، وكوكب شبى بشب زبر
هامش
( 1 ) - چيز كه ، س . ( 2 ) - كرداند ، س . تحريف است . ( 3 ) - همى ، س . ( 4 ) - چيره شده بود ، خ . ( 5 ) - گونه‌اند ، س . ( 6 ) - ميان دو نشان از ( خد ) افتاده است . ( 7 ) - وحالهائى كه از افقند ، خ . ما المبتزّ . هو الغالب وهو مطلق ومقيّد فالمطلق هو أقوى الكواكب في الوقت وأكثرها شهادة في موضعه من الفلك والأفق والكواكب ، ع . ( 8 ) - اين كلمه در نسخ فارسي وعربى اين كتاب وحتّى در يك نسخه در موارد مختلف وهمچنين در كتب ديگر نجومى باختلاف ( جلب ) بجيم وباء موحّده و ( حلب ) بحاء مهمله وباء يك نقطه نوشته شده ونظر بمعنى لغوى در هر دو مناسبتى با معنى اصطلاحى هست . چنانكه لفظ ( حيز ) بفتح حاء مهمله وسكون ياء أجوف يائى و ( حيّز ) بفتح حاء وشدّ ياء از ( حوز ) أجوف واوى هر دو بحسب معنى لغوى بىتناسب با مفهوم اصطلاحى نيست ( رجوع شود بقاموس در معاني حيز وحوز وحلب وجلب ) . ( 9 ) - نزديك‌اند يك بديگر وهمچنان همباز بودن ، خ .