تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
بهره‌يى بود چون خانه ، خداوند خانه أو بود ، يا شرف ، شرفش « 1 » آنجا بود ، يا ديگر بهره از آنك بدو منسوب‌اند . « 2 » اين شهادت بود أو را آنجا يكى يا بيشتر . وگر أو را بدان جايگاه هيچ بهره نبود أو را غريب خوانند . وگر آنجاى بخلاف بهرهاء أو باشد چون وبالش يا هبوطش آن بلاى « 3 » باشد بر غريبى زيادت . وامّا گونهء ديگر آنست كه بر ديگر جاى اوفتد از آن كجا سيّاره است « 4 » وآن بر سه قسمت بود . يكى آنست كه بجاى ستارهء ديگر « 5 » أو را بهره بود وز بهر آن بهره أو را بدو منسوب كنند وگويند كه أو خداوند خانهء اوست يا خداوند شرفش يا مانندهء آن . واين أو را « 6 » شهادت بود . وديگر از جهت سرشت وطبع ودلالت اصلى چون شهادت مرّيخ بكار جنگ وخصومت وشهادت مشترى برخواسته وجاه وشهادت « 7 » زهره بر لهو ونكاح . وسيوم « 8 » از جهت نوبت چون كه « 9 » آفتاب بروز
هامش
( 1 ) - خ ( يا شرف ) ندارد . خد : خانه أو بود يا شرفش . ع : فإن كان له نصيب معلوم وحظّ كالبيت كان صاحبه أو الشّرف فيكون فيه شرفه أو غير ذلك . ( 2 ) - منسوب است ، خ ، مقصود از بهره‌ها حظوظ پنجگانه است كه خود أستاذ در فصل بعد ميآورد : بيت ، شرف ، حدّ ، مثلّثه ، وجه . ( 3 ) - بلائي ، خ . ( 4 ) - ستاره است ، س . خ . ( 5 ) - بجاى ديگر ستاره ، س . ( 6 ) - وأو را ، خ . زيادت از كاتب است . ( 7 ) - س ( شهادت ) ندارد . ( 8 ) - سوم ، خ . اختلاف در رسم الخطّ است . چه اين كلمه از قديم بچند شكل نوشته ميشده است : سيوم ، سيؤم ، سؤم ، سه‌ام ، سوم ، سيم . از همه قديمتر دو شكل اوّل يعنى ( سيوم ) با ياء مجهوله است . نگارنده بپيروى از نسخ قديم اين كتاب كه أساس كار بوده غالب املاءهاى قديم را هر چند بر سبيل نمونه ونمودار باشد حفظ كرده است . كلمهء ( سه ) بمعنى عدد در أصل مانند ( كه ) و ( چه ) با ياء مجهوله بوده واز اينجهت عدد ترتيبي ( سيوم ) را قدما با ياء مينوشته‌اند . گاه در عدد مطلق هم با ياء مانند ( كي ، جى ) نوشته وبا ياء مجهوله قافيه كرده‌اند ، بهاء الدين محمد سلطان والد ( 623 - 712 ) فرزند مولانا جلال الدّين بلخى صاحب مثنوى ( 604 - 672 ) در داستان معروف موسى با خضر گفته است :كرد زارى بپيش أو موسى * كه ببخش اين گناه را تا سىزانكه سنت سه بار آمده است * تا بسه در شمار نامده استرجوع شود بمقدمهء نگارنده بر مثنوى ولدى معروف به ولدنامه چاپ إيران . ( 9 ) - خ ( كه ) ندارد