پيوستن را هيچگونه هست جز آن كه بطول باشد « 1 »
أو را دوگونهء ديگر است جز زان طول « 2 » يكى بعرض وديگر بطبع . امّا آن عرض كه بپهنا اوفتد آنست كه هر دو ستاره اندر يكى جهت « 3 » يا شمال يا جنوب راست شوند ودرجات « 4 » عرض يك عدد باشند آن وقت ايشانرا پيوسته بپهنا خوانند . وگر درجههاى ايشان راست نباشند ، بنگرند « 5 » بدان كه درجههاى عرضش كمتر بود . اگر همى برآيد بدان جهت وآنك عرضش فزونتر است همى فرود آيد بدان جهت ، گويند سوى پيوند همى روند . وگر درجات فرود آينده كمتر بود وبر آينده بيشتر « 6 » گويند منصرف است وز پيوند بازگشته . وگر هر دو بر آينده بوند [ بنگرند ] « 7 » بدان كه درجاتش كمترست . اگر غايت عرضش كمتر نبود از غايت عرض آنك درجاتش بيشترست گويند سوى پيوند همى رود . وگر چنانست كه غايت عرضش كمترست پيوند باطل گردد . وگر هر دو فرود آينده بوند وآنگه « 8 » آنك عرضش بيشترست سبكتر باشد بفرو رفتن گويند روى سوى پيوند نهاد بود « 9 » كه تمام شود وبود كه نشود . زيرا كه آنك « 10 » عرضش اندكست « 11 » بود كه بديگر سو رفته بود تا اين « 12 » ديگر بدو رسد . وقوام پيوند پهنا بر پيوند طول است . زيرا كه تا نگرستن « 13 » نبود پيوند پهنا نبود وليكن « 14 » أو را ديگر فائده هست وآن چنانست كه مثلا كوكب سفلى از طول بيكى علوي پيوندد وآنگاه « 15 » از عرض بديگرى پيوندد
هامش
( 1 ) - خ ( جز آن كه بطول باشد ) سقط شده است .
( 2 ) - ديگر هست جز آن كه طول ، س .
( 3 ) - آنست كه عرض هر دو ستاره اندر يك جهت ، س .
( 4 ) - درجهاى ، خ .
( 5 ) - ننگرند ، خد . س . تصحيف كاتب ودرست بر خلاف معنى مراد است .
( 6 ) - س ( بيشتر ) افتاده است .
( 7 ) - بمقتضى سياق عبارت از روى ( خ ) و ( س ) افزوده شد .
( 8 ) - وانگاه ، س .
( 9 ) - نهاده بود ، خ . بنابر اين نسخه شايد يك ( بود ) سقط شده است .
( 10 ) - آنرا كه ، خ .
( 11 ) - اندك گشته ، خد .
( 12 ) - آن ، خ .
( 13 ) - نگريستن ، س .
( 14 ) - ولكن ، خ .
( 15 ) - وانگه ، خ .