كردهاند . « 1 »
5 - از روزگاران بسيار قديم كه گويا بعهد ساسانيان وبقول ابوريحان « أيام اكاسره » مىپيوسته ؛ در روستاى رويدشت أصفهان قطعه سنگى بوده است كه آن را سنگ مهره ومهره تذرگ ( - مهره تگرگ ) « 2 » مىگفتند ؛ وتا زيان آن را حجر البرد ناميدند .
مردم آن نواحي معتقد بودند كه بوسيلهء آن سنگ آفت تگرگ از باغها ومزارع ايشان رفع مىشود ؛ وهر وقت ابرى سياه كه احتمال تگرگ در آن مى - رفت مشاهده مىكردند آن سنگ را بر كنگرهء با روى شهر يا قلعهء دهكده مى - آويختند وعقيدة داشتند كه آن ابر زايل خواهد شد وكشت وكارشان از آن آفت محفوظ خواهد ماند .
أبو ريحان آن را بالمرّه باطل وواهى مىداند ؛ ومىگويد كه پيشينگان در كتب فلاحت مطالبى بس ركيكتر ورسواتر از « سنگ مهره » نوشتهاند ؛ از اين قبيل كه چون دخترى دوشيزه برهنه وبا خروسى سپيد بصحرا آيد ؛ يا سنگ پشتى را بر پشت خوابنيده در پشتهيى دفن كنند آفت تگرگ بمزارع ايشان نرسد .
وهندوان براي اين مقصود به افسون وطلسمات برهمنان پناه برند ؛ واز اين روى در آن مواقع بازار افسونگران وطلسمنويسان گرم گردد واز اين راه ارتزاق كنند .
واين همه منبعث از ضعف نفس ودرماندگى وبيچارگى بشر در مقابل حوادث طبيعت ؛ وگريختن أو از پىجويى اسرار طبيعي وعلل برهاني بجاى قبول أفكار خرافي وأوهام هذيانى است .
آنگاه مىگويد كه ظاهرا سبب رسوخ آن عقيدهء باطل در أذهان عوام اين
هامش
( 1 ) - كتاب الجماهر ص 170 .
( 2 ) - كلمهء « مهرهء تذرگ » در نوشتههاى ابوريحان در كتاب الجماهر نيست ؛ حقير آنرا از روى تواريخ قديم أصفهان علاوة كردم .