ابوريحان حكايتى هم از اين « قتيبة بن مسلم » نقل مىكند كه در فتح حصن « بيكند » . . از نواحي بخارا مرواريدهاى گرانبها را كه از آتشكدهء آنجا پيدا كرده بود براي « حجاج » فرستاد « 1 » .
* * * حكايت كردهاند كه در زمان منصور عباسى 136 - 158 شخصي به دخمهء يكى از پادشاهان إيران راه يافت كه تاجى مرصّع گرانبها بر سر داشت ؛ بىآنكه دست بتاج يازيده باشد خبر به منصور داد ؛ منصور بفرمود تا أو را هفتاد تازيانه بزدند ومنادى كردند كه اين جزاى آن كس است كه بساحت حريم پادشاهان تخطّى كرده باشد خواه زنده باشند وخواه مرده .
ابوريحان حكايت فوق را نقل وآن را تكذيب مىكند ؛ باين دليل كه مى - گويد كسى كه اخبار فتوحات عرب ورفتار آنها را با ايرانيان ، خوانده باشد كه چگونه أراضي واملاك وأموال ايشان را بقهر وزور مىربودند ؛ ونيز از كيفيت اعمال « عبد اللّه بن علي » در نبش قبور بنىاميه ببهانهء انتقام وخونخواهى ؛ ودست آخر از درجهء حرص وآز خود « منصور عباسى » در جمع وانباشتن أموال آگاه باشد هرگز آن حكايت را باور نخواهد كرد « 2 » .
* * * بيرونى آزار حيوانات را روا نمىدارد ، وبدين سبب در بيان مراسم جشن سدهء ايرانيان ؛ آنجا كه كار به آتشبازى بوسيلهء طيور ووحوش مىرسد سخت بر مىآشوبد وبر آزار دهندهء جانورانى كه موذى وزيانمند نباشند باين عبارت نفرين مىفرستد :
هامش
ودر جاى ديگر مىگويد :
« ثم لما كان من اهلاك قتيبة بن مسلم الباهلي كتبتهم [ اى كتبة أهل خوارزم ] وقتله هرابذتهم واحراقه كتبهم وصحفهم بقوا أميين يقولون ( ظ : يعولون ] في ما يحتاجون اليه على الحفظ ص 48 »
( 1 ) - كتاب الجماهر ص 157 .
( 2 ) - كتاب الجماهر ص 70 - 71 .