بزرگ نامدار ايرانيان بوده است تعطيل مىكرد ودر باقي أيام سال شبانروز بخواندن ونوشتن واستخراجات نجومى ومؤامرات رصدى وتجارب علمي اشتغال داشت .
داستانى از پايان عمر أو نقل مىكنند كه حاكى از خوى دانشطلبى ودانش جويى اوست ؛ باين قرار كه مىگويند فقيه أبو الحسن علي بن عيسى ولوالجى گفت در حال احتضار بر بالين ابوريحان رفتم ؛ ناگاه چشم گشود وچون مرا بشناخت مسألهء جدّات فاسده را « 1 » پرسيد گفتم اى حكيم اكنون چه جاى اين سؤال است ؛ گفت آيا چيزى را دانسته از دنيا برويم بهتر از آن نيست كه جاهل باشيم ؟
يكى از دلايل واضح حرص وولع ابوريحان بمطالعهء كتب كه از روى نوشته هاى خود أو مستفاد مىشود « 2 » اين است كه چون در نوشتههاى محمد بن زكرياى رازي ديده بود كه از آثار وأقوال وعقايد مانى تعريف وتمجيد بسيار كرده است در طلب آن آثار برآمد ومدت چهل واند سال همه جا در جست وجو بود تا عاقبت شخصي آن كتابها را از همدان به خوارزم آورد وابوريحان بآنها دست يافت ؛ وهمچون تشنهء گرما زده كه بآب گوارا رسيده باشد آن مؤلفات را در مطالعه گرفت ؛ اما پس از غوررسى دقيق ؛ باعتقاد خود چنين تشخيص داد كه جز مشتى أباطيل وگفتههاى سخافتآميز در آن كتابها يافته نمىشود ؛ وبدين سبب از محمد زكريا تعجب كرد كه چگونه با آن فهم ودانش كه در وى سراغ داشت باين سخنان لا طائل فريفته شده بود .
يكى از فوايد بسيار مهم كه از كتب مانى عايد ابوريحان شد اين بود كه بر أساس
هامش
( 1 ) - جدات فاسد وصحيح يكى از مسايل ارث وفرايض أهل سنت است باين قرار كه مىگويند جد صحيح كسى است كه در رشتهء نسبش مادر داخل نشده باشد مانند پدر پدر وهمچنين أجداد پدرى بالاتر ؛ وجد فاسد آنست كه در رشتهء نسبش مادر واسطه شده باشد مانند پدر مادر وپدر پدر مادر وأمثال آن .
وجدهء صحيح كسى است كه در سلسلهء نسبش جد فاسد داخل نشده باشد وبر اين قياس جدهء فاسد كسى است كه در رشتهء نسبش جد فاسد داخل شده باشد ( كشاف اصطلاحات الفنون )
( 2 ) - رسالهء فهرست مؤلفات محمد بن زكرياى رازي .