تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة سرگذشت 63

مساهمون:

صسرگذشت ٦٣
ماء الجداول ما ينساب ملتويا * على زمرّد نبت غير منتشر
كالأفعوان إذا لاقى زمرّدة * فانساب خوف ذهاب العين والبصر
ابوريحان مخصوصا آن هر دو مطلب را تجربه ومعلوم كرد كه هر دو شهرت بىاساس است . اوّلا در حضور أو الماس را بخورد سگ دادند وهيچ آسيب بدو نرسيد ؛ نه در حال بمرد ونه بعدا حالت سم‌خوردگى بر وى دست داد « 1 » . وثانيا در مورد زمرد وأفعى نيز شخصا در صدد آزمايش برآمد ؛ باين شرح كه يك أفعى بزرگ را نه ماه در أوقات سرما وگرما در سلّه نگاه داشت ؛ أولا جايگاه أو را از زمرد فرش كرد ، ثانيا يك قلادهء زمرد بگردن أو بست ؛ ثالثا يك رشتهء زمرد هم برابر چشم أو آويخت وپس از مدتي كه اين حالت دوام داشت بر وى معلوم شد كه نه فقط چشم أفعى از ديدن زمرد كور نمىشود بلكه ممكن است مايهء حدّت بينايى أو باشد . ابوريحان بعد از تجربهء فوق بر سبيل شوخى مىگويد فقط يك كار باقي ماند كه سوزنى از زمرد بسازند وچشم أفعى را با آن ميل بكشند تا كور شود « 2 » ؛ يعنى عملي كه با ميل آهنين نيز ساخته مىشود . از روى اين قضية وأمثال آن كه اتفاقا در زندگانى ابوريحان نادر واندك نبوده است ؛ مىتوان استنباط كرد كه علاوة بر قواى عقلي ونفساني در قواى جسماني وقلب واعصاب نيز بسيار قوى ونيرومند ؛ ودر عين حال عاشق دلباختهء تحقيق وكشف مجهولات بوده ؛ كه تن باين آزمايشهاى خطرناك مىداده است . * * * ابوريحان ذاتا عاشق علم ومعرفت وتشنهء زلال دانش وبينش بود وتا آخرين رمق حيات چشم وفكر وقدم وقلم أو در اين راه كار مىكرد . معروفست كه در دورهء سال فقط دو روز نوروز ومهرگان را كه هر دو از جشنهاى
هامش
( 1 ) - كتاب الجماهر في معرفة الجواهر ص 96 . ( 2 ) - كتاب الجماهر في معرفة الجواهر ص 168 .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة سرگذشت 63 | أبو ريحان البيروني