بزرگ را ورودهاى مشهور را از « 1 » آغاز كندن ايشان 106 يا از آغاز رفتن آب اندر آن .
واين هر دو فسوسى است « 2 » وفساد وى پيداست خردمندان را « 3 » .
سالهاى كواكب كدامند
اين سألها بر چهار مرتبت است هر ستارهيى را كهتر « 4 » وميانه [ وبزرگ ] « 5 » وبزرگترين . امّا بزرگترين سألها بنوبتهاى زمانه بكار همى دارند « 6 » . وگروهى گفتند كه ستارگان بزمانهاى پيشين آن همى دادند تا عمر « 7 » دراز بود . وامّا سالهاى بزرگ وميانه وخرد آنست كه اكنون منجّمان بعمر بيرون آوردن اندر مولدها « 8 » بكار دارند . وبيرون آوردن وقتها وشمردهها . وآنرا مطلق هميشه سال بكار ندارند وليكن عدد . وانگاه اين عدد بود كه سألها بود وبود كه ماهها يا هفتهها يا روزها يا ساعتها « 9 » .
هامش
( 1 ) - خد ( از ) ندارد .
( 2 ) - فسوس بمعنى بازيچه وريشخند واستهزا وتسخر در اين كتاب مكرّر آمده ودر فرهنگها نيز ضبط شده ودر نظم ونثر متقدّمان فراوان است . فردوسى فرمايد :رخش بر مه وخور فسوسد همى * پرى خاك راهش ببوسد همى( 3 ) - خد ( وفساد وى پيداست ) ندارد . وفساد ذلك ظاهر جدّا ، ع .
أستاذ ميفرمايد كه طالع وخداوند ساعت در شهرها وقتي درست ميآيد كه در آغاز بنارصد ومراقبت شده باشد . ودر صورتي هم كه رعايت اين امر بر سازندهء شهر فريضة بود محفوظ نمىماند وبمرور ايّام فراموش ميشد . وبر فرض كه اين معنى در بناى شهرها درست باشد زيرا ساختهء دست آدمي است وناگزير تاريخ وآغازى دارد ، دربارهء رودها ونهرها وچشمههاى طبيعي كه ساختهء دست بشر نيست چگونه تاريخ شروع آنها را توان بدست آورد تا طالع وخداوند ساعت تعيين شود . پس در اين باب سخن گفتن نزد خردمندان فسوس وبازيچه است .
( 4 ) - كهترين ، حص .
( 5 ) - بدليل تقسيم بچهار مرتبت از روى ( س ) وبقرينهء ( ع ) افزوده شد .
( 6 ) - بكار دارند ، حص . زمانه كار همى دارند ، س .
( 7 ) - عمرها ، حص .
( 8 ) - منجّمان بعمر بيرون آوردهاند وبمولدها ، حص .
( 9 ) - وليست تستعمل على انّها سنون بأعيانها ولكن اعداد مطلقة وربّما كانت سنين وربّما كانت شهورا وايّاما أو ساعات ، ع . يعنى مطلق شماره بدست ميآيد امّا معدود ممكن است سال باشد يا ماه يا هفته وروز وساعت .