نامهاى ستارگان / طبع ستارگان / سعد ونحس / نر ومادة / روزى وشبى / دلالتشان بر بويها وطعمها / دلالتشان بر لونها
عطارد / سرد وخشگ ميانه وخشگيش چربتر از سردى / سعد بذات خويش ومانند ديگر گردد / نر وليكن مانند آن شود كه با أو بياميزد / هم شبى وهم روزى « 11 » / آنچ از دو طعم مركّب بود / آميختهگون آنچ از دو لون مركّب بود « 12 » چون ادكن وآسمانگون .
قمر / سرد وتر « 13 » گاه ميانه بود وگاه بگردد / سعد ومنحست ديگران پذيرنده « 14 » / مادة / شبى / شورى وترشى اندك وبيمزگى / كبودى وآن سپيدى كه خالص نيست از سرخى يا زردى يا تيرگى يا بستگى . ونيز أو را روشنائى هست
هامش
( 11 ) - روزى هم بياميزد بشب ، حص .
( 12 ) - آميخته دوگون از لون مركب ، حص .
( 13 ) - بسردى وترى ، حص .
( 14 ) - سعد ونحوست برنده ( ظ : پذيرنده ) ، حص . سعد ولمناحس غيره قابل ، ع .