تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩

نر ومادة ازيشان « 1 » كدامست

هر سه كوكب علوي وآفتاب نراند . وزحل در ميان « 2 » ايشان چون خصى است . زيراك هر چند نر است ولكن « 3 » برزه دلالت نكند . وزهره وقمر ماده‌اند وعطارد نر با نران ومادة با مادگان . وز بهر اين چون خنثى است . وچون تنها باشد نرى اندر ذات اوست . وگروهى گفتند كه مرّيخ مادة است . ونا پذرفته است اين سخون « 4 » .

روز وشبى ازيشان كدام است

زحل ومشترى وشمس روزىاند وقوّت ايشان اندر روز بود . ومرّيخ وزهره وقمر شبىاند . وعطارد هم روزى است وهم شبى تا بكدام برج باشد وبا كدام كوكب « 5 » . وهر كوكبى « 6 » مانندهء خويشرا يارى دهد واز وى يارى خواهد ، روزى از روزى وشبى از شبى . وشمس خداوند نوبت روز است وقمر خداوند نوبت شب . زيراك فعل هر يكى اندر وقت نوبتش پيدا آيد « 7 » . وهر كوكبى كه اندر نوبت خويش زبر زمين نباشد فعلش پوشيده وناپيدا شود 103 « 8 » . وگروهى رأس را نرى دادند وروزى كردندش . وذنب را مادگى وشبى . واين بر قياس راست نيست .

دلالت هر كوكبى « 9 » هميشه بر حال خويش ماند يا بگردد

نه ، كه همى گردد ببودنش اندر برجها وبا ستارگان « 10 » سيّاره وثابته وبنگرش ايشان وبنهاد أو از آفتاب وشعاعش وبدوري ونزديكى بزمين ، چون زحل كه ببرآمدن از زمين خشگ بود وبفرود آمدن تر .
هامش
( 1 ) - مادهء ايشان ، خ . ( 2 ) - از ميان ، س . ( 3 ) - س ( ولكن ) ندارد . ( 4 ) - سخن ، خ . وليكن اين سخن ناپذيرفته است ، حص . سخون أصل كلمهء سخن است . أستاذ عجم رودكى ( متوفّى 329 ) فرمايد :بودنى بود مى ببار كنون * رطل پر كن مگوى بيش سخون( 5 ) - وبكدام كوكب ، خ . باشد يا با كدام ، س . ( 6 ) - وهر كوكب ، خ . ( 7 ) - پيدا بود ، خد . ( 8 ) - بود ، خ . ( 9 ) - كوكب ، حص . دلالت كوكب ، س . ( 10 ) - حص ( و ) ندارد .