نر ومادة ازيشان « 1 » كدامست
هر سه كوكب علوي وآفتاب نراند . وزحل در ميان « 2 » ايشان چون خصى است . زيراك هر چند نر است ولكن « 3 » برزه دلالت نكند . وزهره وقمر مادهاند وعطارد نر با نران ومادة با مادگان . وز بهر اين چون خنثى است . وچون تنها باشد نرى اندر ذات اوست . وگروهى گفتند كه مرّيخ مادة است . ونا پذرفته است اين سخون « 4 » .
روز وشبى ازيشان كدام است
زحل ومشترى وشمس روزىاند وقوّت ايشان اندر روز بود .
ومرّيخ وزهره وقمر شبىاند . وعطارد هم روزى است وهم شبى تا بكدام برج باشد وبا كدام كوكب « 5 » . وهر كوكبى « 6 » مانندهء خويشرا يارى دهد واز وى يارى خواهد ، روزى از روزى وشبى از شبى . وشمس خداوند نوبت روز است وقمر خداوند نوبت شب . زيراك فعل هر يكى اندر وقت نوبتش پيدا آيد « 7 » . وهر كوكبى كه اندر نوبت خويش زبر زمين نباشد فعلش پوشيده وناپيدا شود 103 « 8 » .
وگروهى رأس را نرى دادند وروزى كردندش . وذنب را مادگى وشبى . واين بر قياس راست نيست .
دلالت هر كوكبى « 9 » هميشه بر حال خويش ماند يا بگردد
نه ، كه همى گردد ببودنش اندر برجها وبا ستارگان « 10 » سيّاره وثابته وبنگرش ايشان وبنهاد أو از آفتاب وشعاعش وبدوري ونزديكى بزمين ، چون زحل كه ببرآمدن از زمين خشگ بود وبفرود آمدن تر .
هامش
( 1 ) - مادهء ايشان ، خ .
( 2 ) - از ميان ، س .
( 3 ) - س ( ولكن ) ندارد .
( 4 ) - سخن ، خ . وليكن اين سخن ناپذيرفته است ، حص . سخون أصل كلمهء سخن است .
أستاذ عجم رودكى ( متوفّى 329 ) فرمايد :بودنى بود مى ببار كنون * رطل پر كن مگوى بيش سخون( 5 ) - وبكدام كوكب ، خ . باشد يا با كدام ، س .
( 6 ) - وهر كوكب ، خ .
( 7 ) - پيدا بود ، خد .
( 8 ) - بود ، خ .
( 9 ) - كوكب ، حص . دلالت كوكب ، س .
( 10 ) - حص ( و ) ندارد .