برجهاى مثلّثه را يك چيز شمرند هرچند سهاند . وحكم ايشان يا يكى « 1 » باشد يا نزديك يك بديگر . پس مثلّثهء نخستين حمل وأسد وقوس است آتشى گرد آرنده وبركننده وتفصيل دلالت برجهاى أو آنست كه حمل را آن آتشهاست كه همى فروزند وبكار دارند . وأسد را آن آتشها كه اندر سنگ ودرخت بود . وقوس را آن آتشهاى غريزي است « 2 » كه از دل جانور بتن أو پراكنده هميشود . ومثلّثهء دوم ثور وسنبله وجدى است ، خاكىدهنده از تونگرى « 3 » . وتفصيلش آنست كه ثور را آن گياههاست كه تخم ندارند « 4 » . وسنبله را آنچ تخم دارد ودرخت أو خرد بود . وجدى را آنچ بالا گيرد ودراز وبزرگ شود . ومثلّثهء سيّم جوزا وميزان ودلو هوائى است ، بادي پراكنده « 5 » وبتفصيل جوزا را آن هواي معتدل است كه زنده كند وزنده دارد . وميزان را آن هواست كه درختان از وى ببالند « 6 » وآبستن شوند وميوه برسانند « 7 » . ودلو را هواي آشفته وزيانكار . ومثلّثهء چهارم سرطان وعقرب وحوت آبى است بستاننده « 8 » . وبتفصيل سرطان را آب خوش وپاك . وعقرب را آب آميخته وسخت رو . وحوت را آب شور وگنده وناخوش .
مربّعها وبرجهاى فصول سال كدامند
حمل وثور وجوزا بهارىاند وجنبان « 9 » . ودلالتشان از عمر بر كودكى است ، وز سويها بر مشرق وبر باد صبا « 10 » ، واز پاسهاى روز يا شب بر نخستين پاس . وسرطان وأسد وسنبله تابستانىاند آراميده « 11 »
هامش
( 1 ) - با يكى ، خد .
( 2 ) - غريزي است ، خد .
( 3 ) - توانگرى ، خ . متن مطابق نسخههاى قديم است برسم الخطّ توانگرى بجاى توانگرى .
( 4 ) - آن گياهاست كه تخم ندارد ، حص
( 5 ) - همهء نسخ فارسي ( پراكنده ) وباحتمال ( پراكننده ) .
( 6 ) - بالنده ، حص .
( 7 ) - رسانند ، خد .
( 8 ) - نستاننده ، خد . ستاننده ، س .
( 9 ) - خد ، خ ( جنبان ) سقط شده است . الحمل والثور والجوزاء ربيعيّة دالة على الحركة ، ع .
در باقي مربعهها همه جا جنبان يا آرميده قيد شده است .
( 10 ) - يعنى بر باد شرقي كه باد صباست . چه بادها را بتبع سويها ياد فرموده است .
( 11 ) - ناراميده ، حص . تحريف است هم بدليل ديگر نسخ فارسي وعربى وهم بقواعد فنّى كه در كتب نجوم نوشتهاند . ع ، يدلّ على السّكون .