تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
اندر نامها ولكن آن نام كه با معنى موافق بود اوليتر است . وبو معشر هر دو برجى كه خداوندشان يكى ستاره بود متّفق في الطّريقه « 1 » نام كرد . وهرچند كه اين از شمار آن دو گونه اتّفاق كه ياد كرديم نيست ، نامش نيز اندر خور معنى نيست « 2 » . وهرچ گفتيم صورت اين است .
هامش
اصطلاح تثليث وتربيع وتسديس در اين فنّ بد ومعنى نزديك بيكديگر معروفست . يكى بهمان مقصود كه در هيئت گفته ميشود چنانكه ميان دو كوكب در تثليث ثلث دايره 120 درجه فاصله است ودر تربيع ربع دايره 90 درجه ودر تسديس شش يك ودر مقابله نصف دور . معنى ديگر آنست كه مثلا در تثليث يك كوكب بر يك زاويه از شكل مثلّث متساوي الأضلاع باشد ودو كوكب ديگر بر دو زاويهء ديگر وهر ضلعى 120 درجه باشد ، وهمچنين در تربيع يك كوكب بر يك زاويه از شكل مربّع وسه كوكب بر سه زاويهء ديگر باشند وضلع مربّع 90 درجه يعنى ربع محيط دايره باشد . وبر اين قياس تسديس وتنصيف وأمثال آنها . پس آنچه از اين اعمال حاصل شود مثلّثه ومربّعه ومسدّسه وأمثال آنها خوانند . مثلا در مثلّثهء آتشى ( حمل وأسد وقوس ) از اوّل حمل تا اوّل أسد 120 درجه است وهمچنين از اوّل أسد تا اوّل قوس واز اوّل قوس تا اوّل حمل . وبر اين قياس مثلّثه خاكى ( ثور وسنبله وجدى ) ومثلّثهء هوائى كه دورهء منطقه از سر جوزا تا سر جوزا تثليث ميشود . ومثلّثهء آبى كه مبدأش سر سرطان است . ( 1 ) - في الطّريق ، حص . ( 2 ) - ومع انّ هذا ليس من جنس النّوعين الاوّلين فانّ الاسم أيضا لا يوافق معناه ، ع .