نجومى ورصدى بسيار داشت كه جاى جاى در قانون مسعودى وتحديد نهايات الأماكن آورده است مانند عرض وطول بلد وسمت قبله وميل كلّى ومطالع البروج ومقدار ظلّ ومطرح شعاع وتعيين حركات تقويمى ووسطى قمر ومقدار حركت خاصهء مرثيهء شمس وأمثال آن .
وبطور كلّى مىتوان گفت كه منظور عمدهء ابوريحان از مؤامرات ومحاسبات نجومى در دو كتاب قانون مسعودى وتحديد نهايات الأماكن چنانكه خود أو هم در هر دو كتاب اشاره كرده عاصمه وپاى تخت غزنه بوده است ؛ يعنى مثلا بيشتر نظر أو از استخراج طول وعرض بلاد دور ونزديك ، متوجّه اين امر بوده است كه فواصل شهرها را از پاى تخت غزنه معلوم كرده باشد ؛ وخود أو اين كار را باين جهت توجيه وتعليل مىكند كه « غزنه » وطن دوم أو شده بود . « 1 »
يكجا در باب رصد شمس واستخراج طول وعرض غزنه در بيان سبب اين كه چرا « غزنه » را در تصحيح طول بلد اختصاص داد مىنويسد :
« امّا غزنة فقد كان فيها أخير ارصادى للشمس » « 2 »
اما نمونهء ارصاد غزنه :
1 - ابوريحان با آلت رصدى حلقهء يميني كه ظاهرا خود أو بنام « سلطان يمين - الدّولّه محمود » ساخته وآن را به دقايق تقسيم ودرجهبندى كرده بود « 3 » عرض بلد غزنه
هامش
( 1 ) - تحديد نهايات الأماكن نسخهء عكسي دانشگاه .
( 2 ) - قانون مسعودى ج 2 ص 615 .
( 3 ) - نظيرش حلقهء عضدي است كه براي عضد الدولهء ديلمى ساخته شده بود وعبد الرحمن صوفي وهمكارانش در شيراز با آن وسيله رصد نجومى مىكردند ؛ وبطورى كه ابوريحان در « تحديد نهايت الأماكن » از آن نشانى مىدهد قطر داخل « حلقهء عضدي » دو ذراع ونيم يعنى پنج وجب بوده ؛ ومحيطش بدقايق ، پنج به پنج تقسيم ودرجهبندى شده بوده است ؛ در قانون مسعودى نيز مكرر از آن نام برده ودر يك موضع ( ج 2 ص 610 ) بغلط مطبعه « حلقهء عضويه » نوشته است .
حلقهء شاهيه را نيز براي خوارزمشاهان قديم ؛ وشايد براي « أبو العباس مأمون خوارزمشاه » ساخته بودند كه ابوريحان تا آن وقت كه در خوارزم بود با آن حلقه اعمال رصدى انجام مىداد [ قانون مسعودى ج 2 ص 612 ] .