نيافت .
بعلاوة چنانكه در سطور قبل اشاره شد در محاوره ومخاطبهء سلطان بويژه آنجا كه پاى حقگويى وخيرخواهى بميان مىآمد چندان جانب حشمت وعظمت أو را مراعاة نمىنمود ؛ وأحيانا بر سبيل حكمت وموعظت اظهار عقيدتي مىكرد كه بر خلاف طبع وگفتهء وى بود ؛ بدين سبب نيز در باطن از بيرونى دلتنگى وضجرتى داشت « 1 » وهرچه بود ظاهرا آنطور كه شايستهء مقام ومرتبت علمي ابوريحان بوده است در حق وى عنايت تعظيم وترشيح نعمت بكار نبرد .
اما بعد از وى پسرش أمير مسعود 421 - 432 بموجب اينكه خود أهل درس وسواد بود ومخصوصا بعلوم رياضى وهيئت ونجوم رغبت داشت قدر بيرونى را مى - دانست ؛ بدين سبب حرمت جانب أو را از هر حيث مراعاة نمود ودربارهء وى از هيچ نوع احسان وتعظيم وتكريم فروگذار نكرد ؛ حتّى اينكه براي أو از جواهر وسنگهاى گرانبهاى ديرياب مانند « حجر قمر » كه ابوريحان را براي تجربه وآزمايش علمي خوش مىآمد تحف وطرايف مىفرستاد . « 2 »
ابوريحان هم در پاداش نعمت أمير مسعود خدمتي شايسته بوى انجام داد كه با جميع مالها وقدرتهاى دنيوي فرآهم ساختن آن امكان نداشت ؛ يعنى شاهكار كتاب موسوم به قانون مسعودى را كه در تأليفات رياضى ونجومى اسلامى بىنظير است وآن را باعتقاد ما مجسطى اسلامى مقابل محسطى بطلميوس مىتوان شمرد در سال 422 ه ق مطابق 400 شمسي يزدگردى « 3 » بنام أو كرد ودر مقدّمه وخاتمهاش از أبواب مدح وثنا واطراء وعرض منّت وسپاسگزارى دقيقهيى فروگذار ننمود .
در ساير تأليفاتش از قبيل كتاب « الجماهر » كه عن قريب ذكر خواهيم كرد نيز
هامش
( 1 ) - كتاب الجماهر ص 26 - 27 .
( 2 ) - كتاب الجماهر ص 182 ذيل اخبار جزع .
( 3 ) - توضيحا سال 400 يزدگردى را هم در جداول قانون مسعودى آورده است وهم در كتاب الند ودر كتاب الهند ( ص 192 طبع زاخائو ) بسال 422 ه ق نيز تصريح كرده است .