وچنان نهيم مثلا كه ارتفاع « 1 » بيست درجه بود ، وأسطرلاب ما سدس است .
پس ارتفاع ميان مقنطرهء يح وميان مقنطرهء كد باشد . واز يح تا بارتفاع گرفته دو درجه است . واين دو درجه سيكى است از شش درجه كه ميان هر دو مقنطره است .
پس أزين ميان سه يك حزر كنيم از سوى يح بديدار چشم . وآنجا نشانكى كنيم كه آن جاى « 2 » مقنطرهء بيست است « 3 » . واگر أسطرلاب ما ثلث باشد مثلا ، ارتفاع كه
هامش
( 1 ) - وهمچنان نهيم مثلا ارتفاع ، خد . وچنانك مثلا ارتفاع ، س .
( 2 ) - از جاى ، خد .
( 3 ) - در أسطرلاب غير تامّ اتفاق ميافتد كه درجهء موضع آفتاب علامت معيّن ندارد وميان دو خطّ ميافتد . وهمچنين درجهء ارتفاع كه گرفتهاند با آنچه بر صفيحه رسم شده است مطابق در نميآيد وميان دو مقنطره واقع ميشود . وهمچنين درجهء طالع ميان دو خطّ از اجزاء بروج ميافتد . در اين صورت بيشتر رصد كنندگان بتخمين وحزر قناعت ميكنند ( حزر بفتح حاء بىنقطه وتقديم زاء نقطهدار بر راء بىنقطه بمعني برآورد كردن واندازه گرفتن است بتخمين ) واندازه را بديدار چشم برآورد مينمايند . واگر بخواهند عملشان دقيقتر واز روى حسابي منظّمتر از اين باشد بايد مطابق آن قاعده عمل كنند كه در فنّ أسطرلاب تعديل ناميده ميشود . وتعديل موضع آفتاب ومقنطرات ودرجهء طالع هر كدام قاعدهء مخصوصى دارد . مثلا در تعديل مقنطرات آنجا كه ارتفاع موجود ميان دو مقنطره ميافتد قاعدهاش اين است كه موضع آفتاب يا شظيّهء كوكب را بر مقنطرهء اوّل ودوم نهاده هر دو جامرى را نشان كنند . آنچه ميان دو نشان باشد اجزاء تعديل نامند . پس تفاوت ميان مقنطرهء اوّل وارتفاع موجود را در اجزاء تعديل ضرب وبر تفاوت ميان مقنطرات ( در أسطرلاب سدسى بر شش ودر ثلثي بر سه ودر نصفى بر دو ) قسمت كنند ومري را بعدد خارج قسمت از نشان اوّل بسوى نشان دوم بگردانند تا درجهء آفتاب يا شظيّهء كوكب بر آن ارتفاع بيفتد كه گرفته باشند . براي مثال اين قاعده وتوضيح مطالب ديگر آنچه را كه خود نگارنده با أسطرلاب سدسى شمالي در طهران كه عرض شماليش بتقريب 35 درجه و 41 دقيقه ميباشد عمل كرده است شرح ميدهد :
پيش از ظهر روز شنبهء پنجم تير ماه 1316 شمسي هجرى مطابق 17 ربيع الثّانى 1356 قمري هجرى خواستيم داير وساعات از روز برآمده را با أسطرلاب معلوم كنيم . نخست از روى ماههاى شمسي ودفتر تقويم موضع آفتاب را در اين روز بدست آورديم ، پنجم درجهء سرطان بود .
پس بدستور ارتفاع آفتاب برگرفتيم ( كو ) يعنى 26 درجه برآمد . صفيحهء عرض ( له ما ) در أسطرلاب نبود . از اين جهت صفيحهء ( أو ) را كه از همه عرضها كه بر صفيحههاست بعرض طهران نزديكتر بود زير عنكبوت نهاديم بر آن قاعده كه كسر بيشتر از نصف در اينگونه اعمال يكى تمام فرض ميشود . پس