تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
كن تا پشت أسطرلاب سوى تو بود . وعضاده را بجنبان زير وزبر ، تا سايهء آن لبنه كه سوى آفتابست بر آن لبنه افتد كه سوى زمين است وشعاع از سولاخ زبرين بر سولاخ « 1 » زيرين افتد راست . چون چنين شود عضاده را برنهاد خويش يله كن ومجنبان . ولكن بدان مري عضاده بنگر كه بر اجزاء ارتفاع هميگذرد تا كجا رسيد « 2 » وعدد دهگان يا پنجگان از آن خطّ بدان كه اين مري بر وى بود يا زيرش . وبفزاى بر آن آنچ ميان آن خطّ است وميان مري . وآنچ گرد آيد ارتفاع آفتاب بود آن هنگام « 3 » . وبدان كه شرقي است يا غربى . وآن آنست كه اگر پيش از زوال آفتاب بود شرقي است . واگر از پس زوال بود « 4 » غربى است .

دانستن سايه وارتفاع يك از ديگر

هرگاه كه ارتفاع آفتاب‌گيرى وسايهء شخص خواهى كه بدانى كه چند است آن هنگام بنگر بمرى عضادهء زيرين كه كجا « 5 »
هامش
( 1 ) - بسولاخ ، حص . ( 2 ) - رسد ، س . ( 3 ) - وانظر إلى الشّظيّة الّتى تمرّ على اجزاء الارتفاع اين هي واعرف عدد الخمسات أو العشرات من الخطّ الّذى وقعت عليه الشظيّة أو تحته وأضف إلى ذلك ما بين الخطّ والشظيّة فتكون الجملة هي اجزاء الارتفاع ، ع . ( 4 ) - واگر پس از زوال آفتاب بود ، حص . براي معلوم كردن ارتفاع شرقي وغربى رسم آنست كه پس از يك لحظه دوباره ارتفاع گيرند . اگر روى بافزايش دارد شرقي است واگر روى بكاهش دارد غربى است . ( 5 ) - خد ( كه ) ندارد .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 301 | أبو ريحان البيروني