همى داريم ميان مقنطرهء يح بود ومقنطرهء كا « 1 » . وزيح تا بارتفاع دو درجه است . واين دو درجه دو سيك باشد از آن سه كه ميان هر دو مقنطره است . پس أزين ميان دو سيكش بتخمين بستانيم از سوى يح . ونشانى كنيم آنجا كه رسيم ، زيراك جاى مقنطرهء بيست است . آنگاه از تقويم سال جاى آفتاب بدانيم آن وقت را . ودرجهء أو بمنطقة البروج بجوئيم اندر آن برج كه اندروست . وگر أسطرلاب تامّ نباشد « 2 » واتّفاق نيوفتد كه درجهء آفتاب خطّى باشد از آن خطّها كه برج را قسمت كنند ، همچنان كنيم كه بارتفاع كرديم بميان دو مقنطره . چون درجهء آفتاب يابيم بر وى نشانى كنيم . آنگه اين درجهء آفتاب بر آن مقنطرهء ارتفاعش نهيم كه نشانش كرده بوديم « 3 » بجهت ارتفاع يا از مشرق يا از مغرب . چون أزين فارغ شويم بأفق مشرق بازگرديم وبنگريم كه كدام برج بر اوى است وچند درجه از آن برج طالع باشد « 4 » . پس اگر
هامش
مدير عنكبوت را بر روى أسطرلاب گردانيديم تا درجهء آفتاب يعنى پنجم سرطان از نطاق البروج عنكبوت بر مقنطرهء ( كو ) افتاد . جاى مري را نشان كرديم . بعد از آن هم درجهء پنجم سرطان را بر أفق مشرق نهاده جاى مري را نشان گذارديم . وميان دو نشان را بتوالي شمرديم سى وسه درجه برآمد كه داير گذشته از روز بود . آنرا بر پانزده قسمت وباقيمانده را در چهار ضرب كرديم دو ساعت ودوازده دقيقه شد كه مقدار داير بود . پس دانستيم كه در آنوقت دو ساعت ودوازده دقيقه از روز برآمده است وبقاعدهاى كه بعد از اين خواهيم گفت تمام ساعات روز را نيز استخراج كرديم . ساعت آفتابى هم كه عملش جدا از أسطرلاب است در آن لحظه پنجساعت بظهر مانده را نشان ميداد . پس معلوم كرديم كه نصف النّهار روز پنجم تيرماه در طهران 7 ساعت و 12 دقيقه است . چون ارتفاع موجود يعنى 26 درجه در أسطرلاب ما ميان دو مقنطرهء ( كد ) و ( ل ) ميافتاد محتاج بتعديل مقنطرات شديم . پس پنجم درجهء سرطان را نخست بر مقنطرهء ( كد ) وسپس بر مقنطرهء ( ل ) گذارده ميان دو نشان را از اجزاء حجره شمرديم تا اجزاء تعديل بدست آمد هفت درجه ونيم . آنگاه تفاوت ميان مقنطرهء ( كد ) وارتفاع ( كو ) را كه 2 ميشود در اجزاء تعديل ضرب وحاصل را كه 15 بود بر 6 كه تفاوت ميان مقنطرات سدسى است قسمت كرديم دو ونيم برآمد . پس باين اندازه از علامت اوّل بطرف علامت دوم پيش رفتيم ومري را آنجا نهاديم تا درجهء آفتاب بر درجهء ارتفاع موجود افتاد .
( 1 ) - ميان يح بود وميان كا ، س . حص .
( 2 ) - تامّ بود ، خد بخطّ الحاقى . تحريفش واضح است زيرا در أسطرلاب تامّ چنين اتّفاق نمىافتد .
فإن لم يكن الأسطرلاب تامّا ولم يتّفق درجة الشمس الخطوط الّتى ينقسم بها البروج ، ع .
( 3 ) - ارتفاعش كه نشان كرده بوديم بنهيم ، حص . س .
( 4 ) - باشد ودرجات أو ، س .