وفنون أدبي وغيره ؛ كه آن را در سال 422 ه ق بدرخواست أستاذ أبو سهل عبد المنعم بن علي بن نوح تفليسى پايان داد ونام أو را بدين وسيله باقي ومخلّد ساخت .
ابوريحان در كتاب الهند علوم ومعارف هندى را با يوناني وگاهى با أصول تصوف ومعارف اسلامى نيز مقايسه كرده ؛ وحقيقت معتقدات وأقوال هر طايفه را بدون غرض واغماض همانطور كه در واقع بوده است نشان داده ؛ ومخصوصا چند فصل اوّل كتاب در فلسفهء الهى ومعارف ربوبي همه تحقيقات تازهء بىسابقه است ؛ چندانكه همين قسمت را يك كتاب مستقل در مسائل عالي الهيات فلسفه مىتوان شمرد .
بيرونى در اين كتاب از سلطان محمود غزنوى بعناوين سادهء معمولى از قبيل « يمين الدّوله محمود » « 1 » و « السلطان محمود أسد العالم ونادرة الزّمان » « 2 » و « الأمير محمود » « 3 » وبادعاى « رحمه اللّه » و « رضى اللّه عنه » ياد مىكند .
ناگفته نماند همانطور كه بيرونى معارف هندوان را آموخت معارف اسلامى را نيز به ايشان تعليم داد ؛ ومخصوصا در فنون رياضى چندان مهارت وچيرهدستى وتازگى نشان داد كه موجب حيرت واعجاب دانشمندان هندى قرار گرفت ؛ بطورى كه أو را بسحر ومعجزه منسوب مىداشتند « 4 » .
* * * بارى ابوريحان مدّت چهارده سال دورهء سلطنت محمود غزنوى را گذرانيد ؛ بطورى كه با وجود مسلك فلسفي وتمايل مذهب شيعي كه هر كدامش بتنهايى در انگيزهء قتل أو بدست سلطان حنفي مذهب متعصّب زودخشم دير گذشت كافى بود ، از بطش أو أيمن ومحفوظ ماند وبهانه ودستاويزى كه منجر به بيم جان وخطر تهلكه
هامش
( 1 ) - ص 6 طبع حيدر آباد دكن :
در كتاب الجماهر نيز بعنوان « الأمير الماضي يمين الدولة محمود رحمه اللّه ص 26 » از وى نام برده است .
( 2 ) - ص 342 .
( 3 ) - ص 429 .
( 4 ) - كتاب الهند ص 17 - 18 طبع حيدر آباد دكن .