تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦

مغان سغدرا « 1 » هيچ روزگارهاى چنين هست

ايشانرا اندر ماههاى خويش عيدهاست وجشنها از جهت كيش ، وآنرا آغام‌ها خوانند . وآن ما را چنان حاصل نشد كه بسنده بود « 2 » . ومردمان بخارا ماههاى سغديان را نخستين ودوم وسوم نام كنند وبنامهاى خويش نخوانند . واندر آن بازارها بپاى كنند . وز آن بازارها ماخيرهء « 3 » نخستين ودوم هست . وچنين حكايت كردند كه بدين دو بازار دزديده‌ها فروشند « 4 » وهمه تخليطها بكار آرند وبدان رجعت نبود . ونخستين أزين دو ، روز سيزدهم بود از ماه سوم كه نيسن است . ودوم ، روز سيزدهم از ماه چهارم بساك . وبازار طواويس است . واين ديهى است بزرگ وآبادان « 5 » ، پانزدهم روز از مژيخندا ماه ششم . وهفت روز باشد اين بازار . وبازار چرغ هم نام ديهى است ، وده روز باشد اين بازار « 6 » . وآغازش از يازدهم مسافوع ماه دهم « 7 » .
هامش
( 1 ) - مغان سغديان را ، خد . ( 2 ) - پسنديده بود ، خ . ( 3 ) - ماحيره ، خد . ماخير ج ، ع . وهمچنين آثار الباقية در چند جا . بنظر نگارنده ما خيرج معرّب ما خيره است مانند فيروز ج وبنفسج وساذج در فيروزه وبنفشه وساده وأمثال آنها . وشايد أصل ما خيره ( ما خ روز ) باشد . ( ما خ ) در فارسي بمعنى زر وسيم ناسره ومردم پست همّت وتخليطكار است . فخرى گويد :بصاع ودامن بخشد زر تمام عيار * نه سيم ماخ دهد بر مثال مردم ماخپس ماخ روز بمعنى روز تخليط وتزوير وتقلّب ومناسبتش با آنچه أستاذ فرموده كاملا روشن است . ( 4 ) - فروختند ، حص . ( 5 ) - آبدان ، خد . ( 6 ) - ومنها سوق الطّواويس ومنها سوق الشّرغ ، ع . ( 7 ) - در آثار الباقية ( ص 234 ) ميفرمايد « ولا هل السّغد في شهور هم أعياد كثيرة وايّام معلومة عظيمة على مثال ما للفرس والّذى بلغنا منهم هي هذه » . سپس آنچه از اين ايّام بدو رسيده است بترتيب ماههاى سغدى مفصّلتر از اينجا شرح ميدهد وخلاصه‌اش اين است : در ماه نو سرد : روز اوّلش نوروز بزرگ آنهاست . وروز بيست وهشتمش عيد مجوس بخاراست كه رامش آغام ميگويند وبآتشكده‌اى ميروند كه در قريهء رامش است . اين آغامها أعياد مهمّ وعزيز اين جماعت است وچنان رسم دارند كه هر روزى بنوبت در ديهى پيش رئيس آن دية جمع شده با وى در غذا وشراب شركت ميكنند . در ماه جرجن : چيزى بما نرسيده است . در ماه نيسنج : روز دوازدهمش ما خيرج نخستين است . مقصود أستاذ از ماه نيسنج همان نيسن است كه در جدول أسامي ماهها گذشت واضافهء حرف جيم روى آن قاعده است كه در آثار الباقية ميفرمايد « وبعضهم يزيد في آخر نيسن وخشوم جيما فيقول نيسنج وخوشومج . وفي بساك وژيمدا نونا وجيما فيقول بسا كنج وژيمدنج » . در ماه بسا كنج : روز هفتمش بيكنج آغام است كه در قريهء بيكند بشرحى كه گفتيم جمع ميشوند . وروز دوازدهمش ماخيرج دوم است . وروز پانزدهمش عمس‌خواره . در ماه اشنا خندا : روز هجدهمش بابه‌خواره يا بامىخواره . وروز بيست وششم كرم‌خواره . در ماه مژيخندا : روز سوم عيد كشمين است . ودر اين روز بازارى درديه كمجكت بپاى كنند . وروز پانزدهم بازار طواويس است ، ودر اين روز بازارى در دية طواويس بپاى كنند وبازرگانان از هر سوى بدانجا روند واين بازار را هفت روز برپاى دارند . در ماه فغكان : روز اوّلش نيم سرده است يعنى نيمهء سال ( كلمهء سرذ وسرت در اوستا وپهلوى بمعنى سال است واينكه أستاذ ما نيم سرده را بمعنى نيمهء سال فرموده وهمچنين نوسرد بمعنى سال نو ونو سال ، از همين بابت است ) . روز دوم ماه فغكان من عيد خواره است . ودر اين روز بآتشكده‌ها روند وآنجا انجمن شوند . روز نهمش تسيس آغام ، وروز بيست وپنجم اوّل كرم خواره است . در ماه آبانج : روز نهم آخر كرم‌خواره است . در ماه فوغ : چيزى بما نرسيده است . در ماه مسافوغ : از روز پنجم يا پانزدهم جشن گيرند ، سپس بازارى براي مسلمانان در دية چرغ برپا شود هفت روز « ثمّ يقوم للمسلمين سوق بالشّرغ سبعة ايّام » .