سرماى پيرزن « 1 » خوانند . وبحديث پيرزن گفتند كه آن روزهاى نحساند كه اندر آن عاديان بباد هلاك كرده آمدند « 2 » وزيشان پيرزنى بماند وبريشان مويه هميكرد . وامّا مردمان لغت عرب گفتند كه اين نه عجوز است وليكن عجز است اى آخر . زيراك اين روزها بآخر زمستاناند « 3 » .
پس عجوز قلم كدامست
يعقوب كندى « 4 » كتابي كرده است اندر ايّام العجوز « 5 » وگفته است كه علّت گشتن هوا اندر آن رسيدن آفتاب است بتربيع أو جش كه جايگاه گشتن تعديل است از زيادت بنقصان يا از نقصان بزيادت . ولكن چون أوج را حركت بود عبد الله بن علي الحاسب كه به عبد اللّه قلم معروفست اينروزها را
هامش
( 1 ) - وزينجهت سرما را پيرزن ، خ . ولهذا سمّوها أيضا ايّام الشّهلة ، ع .
( 2 ) - هلاك شدند ، حص .
( 3 ) - زمستان است ، خ .
روزهاى عجوز هفت روز متوالى است از بيست وششم شباط . پس اگر سال كبيسه باشد چهار روزش از شباط وسه روزش از ماه آذار ميشود . واگر كبيسه نباشد سه روز از شباط وچهار روز از آذار است .
اين هفت روز در عربى أسامي خاصّ دارد باين ترتيب : صنّ ، صنّبر ، وبر ، آمر ، مؤتمر معلّل ، مطفي الجمر ،كسع الشتاء بسبعة غبر * ايّام شهلتنا من الشّهرفإذا انقصّت ايّام شهلتنا * بالصنّ والصّنبر والوبروبآمر وأخيه مؤتمر * ومعلّل وبمطفئ الجمرفهناك وليّ البرد منسلخا * واتتك وافدة من الحرّبراي خمسهء مسترقه ميان آبانماه وآذرماه نيز در عربى نامهاست نظير ايّام العجوز : هنّبر ، هنزبر ، قالب الفهر ، حالق الظّفر ، مد حرج البعر ( آثار الباقية ) . أبو الفضل احمد ميدانى در كتاب - السّامى في الأسامي نام روز ششم ايّام العجوز را مطفئ الجمر وهفتم را مكفى الظّعن نوشته ودر پنج روز ديگر با آثار الباقية مطابق است .
( 4 ) - أبو يوسف يعقوب بن إسحاق كندى از فلاسفهء معروف اسلام در قرن سوّم هجرى بود ودر هفتاد سالگى در سنهء 258 هجرى مطابق 837 مسيحي وفات كرد .
( 5 ) - روزهاى عجوز ، خ .