اختلاف منظر خوانند اىّ آنك از ديدار همى افتد . زيرا كه آنك همى پوشاند نزديك است ببصر وآنك همى پوشيده شود دور است از بصر . وآنچ بدو هميرسد از كسوف بذات أو نيست ، ولكن ببصر ما هميرسد . پس وقتهاء أو بشهرها نيز بيكى آن نبود « 1 »
بعينه ولكن بوقتهاى مختلف بود . وآنچ ديده آيد از اندازهء كسوفش هم بشهرها مختلف بود . بيكى نيمه وبيكى تمام وبيكى دو برخ « 2 » وبيكى خود نگيرد « 3 » .
هامش
( 1 ) - بود ، خد . خ . هر دو نسخه هم بقواعد علمي وهم بقرينهء عبارت بعد ونسخهء عربى تحريف است . وانّما هو عارضيّ لا بصارنا فاوقاته في البلاد لا يكون في آن من الزّمان بعينه ولكنّه في أوقات مختلفة ، ع .
( 2 ) - برج ، خد . خ . حتّى ينكسف في بعضها نصفه وفي آخر ثلثاه وفي ثالث كلّه ولا ينكسف في بعض ، ع .
( 3 ) - كسوف يعنى گرفتن آفتاب در اجتماع مرئيّ حالتي است عرضى كه بحسب رؤيت حادث ميشود از اينجهت است كه باختلاف منظر مختلف ميگردد وممكن است كه ماه در هنگام اجتماع در يك شهر بأفق نزديكتر از شهر ديگر باشد ودر يكجا كسوف واقع شود وجاى ديگر نباشد . يا آنكه يكجا كسوف كلّى وديگر جاى جزئي باشد .