فاسيسها « 1 » چهچيزاند
اين بعدهائى است قمر را از شمس كه منجّمان آنرا نگاه دارند وهميگويند آنجايها حال گشتن است اندر هوا . همچنانكه بحرانهاى بيمارى را زاويههاى هشت سو نگاه دارند از جايگاه قمر بآغاز علّت ، بر برجى ونيم فضله ، تا چنين باشد : مه ص قله قف ر كه رع شيه شس .
وفاسيسهاى كه قمر را بآفتاب بود اجتماع است واستقبال ، ودوازده درجه پيش وپس از هر يكى وچهل وپنج درجه پيش وپس از هر يكى ، ودو تربيع . وچون همه را بتوالي البروج گيرى چنين باشد : يب مه ص قله قسح قف قصب ر كه رع شيه شمح شس « 2 » .
چه چيز است كسوف قمر
چون زمين جسمي است تيره وتاريك كه بصر بر وى نگذرد وهميشه روشنايى آفتاب بر وى افتاده از يكسو ، ناچاره بديگر سو برابر آفتاب أو را سايه بود ، قياس بر جسمهاى كثيف وتيره كه ميان چراغ بوند وميان پاى ديوارها ، كه روشنايى آن چراغ بر وى همى افتد . ولكن زمين كره است ، پس سايهء أو نيز گرد است وبر منطقة البروج بمقابله وبرابرى آفتاب افتاده . وچون قمر را بوقت استقبال از منطقة البروج عرض نبود سوى شمال يا جنوب ، گذشتن أو بضرورت بر دايرهء سايهء زمين بود . وميان أو وميان آفتاب زمين اندر آيد ، وآن روشنائى را
هامش
( 1 ) - ضبط صحيح وقديم اين كلمه همينطور است كه از روى قديمترين نسخ اين كتاب نقل كرده واينجا نوشتهايم ، يعنى ( فاسيس ) بفاء يك نقطهء بألف كشيده . وبنوشتهء كفاية التّعليم أصلا لغت رومى است نه عربى . امّا در كتب نجوم تحريف شده وبصيغهء عربى مصدر تفعيل يعنى ( تأسيس ) با تاء دو نقطه نوشتهاند . شكل فرانسه آن هم « فاسه »Phaseاست .
( 2 ) - اين أرقام وهمچنين أرقام چند سطر پيش مثل ديگر أرقام وجداول ونوشتههاى اين كتاب بىاندازه مغشوش بود . نگارنده با محاسبهء دقيق تصحيح كرد . مثلا رقم ( قف ) يعنى 180 درجه موضع استقبال است و 12 درجه پيش از أو 168 ميشود يعنى رقم ( قسح ) و 45 درجه پيش از أو رقم ( قله ) يعنى 135 و 12 درجه بعد از أو 192 ( قصب ) و 45 درجه بعد از أو 225 ( ر كه ) .