قران كوچك خوانند . وگر اين قران « 1 » برفتن ميانهء ايشان قياس كنى ، هر قرانى « 2 » به نهم برج يأبى از آن برج كجا پيشين دروى قران بوده است « 3 » وچنين برجها بر مثلّثه باشند « 4 » .
پس دوازده برج بچهار مثلّث شود واين دو ستاره اندر هر مثلّثهيى دوازده بار قران كنند . آنگه از آن مثلّثه برخيزند وبمثلّثهء ديگر اندر قران كنند . ونمودهء اين « 5 » آنست كه مثلا قران نخستين باوّل حمل بوده است . پس دوم بقوس باشد وسوم بأسد وچهارم بحمل . واين هر سه برج بر شكل مثلّثاند . وهمچنين قران اندرين سه برج كنند تا دوازدهم بار اندر أسد باشد . آنگاه برخيزند سوى مثلّثهء ثور شوند ونخستين قران اندر ثور كنند ودوم در جدى وسوم در سنبله « 6 » وهمچنين تا دوازدهم . وخاستن « 7 » از مثلّثهيى بمثلّثهء ديگر بدويست وچهل سال بود . وأو را قران ميانه خوانند . ونيز انتقال ممرّ گويند وتحويل ممر . وآنسال كه اندر وتحويل الممرّ بود حكم از وى كنند « 8 » .
وپيداست كه مثلّثها چهاراند . نخستين مثلّثهء حمل ، وبازپسين مثلّثهء سرطان .
چون زحل ومشترى اين چهار مثلّثه را بگردند ودر هر يكى « 9 » دوازده بار قران كنند ،
هامش
( 1 ) - اين قران ايشان ، خد .
( 2 ) - هر قرانى را ، خ .
( 3 ) - كجا پيشتر بوده است ، خ .
( 4 ) - جملهء ( وچنين برجها بر مثلثه باشند ) از خد ، افتاده است . وهذه البروج تكون على مثلّثة ، ع .
( 5 ) - بر مثلّثه باشند پس اين دو ستاره ببرجهاى مثلّثه دوازده بار قران كنند آنگاه از آن مثلّثه بمثلّثهء ديگر شوند ونمودهء اين ، خ . در معنى چندان تفاوتى نيست .
( 6 ) - خ ، بسنبله . وهمچنين ( بجدى ) و ( بثور ) .
( 7 ) - ساختن ، خد وهذا الانتقال ، ع .
( 8 ) - خد ، ونيز انتقال ممرّ وتحويل آنسال الخ . خ ( ونيز انتقال ممر گويند وتحويل آنسال كه اندر أو تحويل الممرّ بود ) . وجملهء ( حكم از وى كنند ) را ندارد .
( 9 ) - بهر يكى ، خ .