1 - پس هرگاه از بزرگترين ارتفاع شمس ، مقدار ميل كلى را كم كنيم ، باقي ماندهاش متمّم عرض بلد است .
2 - هرگاه ميل كلّى را بر متمم ارتفاع أعظم بيفزائيم ، باقي ماندهاش مقدار عرض بلد است .
3 - ونيز چون ارتفاع آفتاب را در يكى از دو نقطهء اعتدال ربيعى كه أول برج حمل است [ فروردين ماه فعلى ] يا اعتدال خريفي كه أول برج ميزان است [ مهرماه فعلى ] بگيرند ؛ هرچه برآيد مطابق تمام عرض بلد است ؛ يعنى چون آن را از 90 درجه كم كنى باقي ماندهاش عرض بلد مطلوب باشد .
توضيحا در اين هنگام ظلّ شاخص در نصف النهار بر خط مشرق ومغرب افتد كه آن را خط اعتدال نيز مىگويند ؛ وارتفاع شمس را در آن حالت ارتفاع بىسمت مىخوانند .
4 - هرگاه ارتفاع آفتاب را حوالي اعتدالين در دو نقطهء مختلف الجهة متساوي البعد از اعتدال بگيرند ومجموع را نصف كنند ؛ آنچه حاصل شود اندازهء متمّم عرض بلد است .
توضيحا خود ابوريحان در سال 407 ه ق و 385 يزدگردى براي عرض بلد جرجانيهء خوارزم ارتفاع آفتاب را در نصف النهار دو روز 15 سنبله و 15 ميزان رصد كرده بود ؛ كه متمم عرض بلد 47 درجه و 43 دقيقه ؛ وعرض بلد 42 درجه و 17 دقيقه بيرون آمد . « 1 »
هامش
( 1 ) - تحديد نهايات الأماكن ص 126 نسخهء دانشگاه .
توضيحا در همان كتاب صفحهء بعدش بجاى « تمام عرض البلد » نوشته است « عرض البلد » كه محتمل است كلمهء « تمام » بمعنى متمم از قلم كاتب افتاده باشد ؛ قرينهء حدس ما اين است كه نتيجهء عرض بلد جرجانيه كه در اين موضع نوشته است [ 47 درجه و 43 دقيقه ] با نوشتههاى ديگر أو در همين كتاب وقانون مسعودى [ 42 درجه و 17 دقيقه ] مغايرت كلى دارد !