ارتفاع وانحطاط وتمام هر دو كدامند
آفتاب يا ستاره يا هر كدام نقطهء مفروض كه نهى وبروى وبر قطب أفق دايرهء بزرگ بوهم بگذارى « 1 » ، ارتفاع آن چيز قوسي بود كه از اين دايره « 2 » ميان أو وميان أفق افتد . وهميشه عمودى بود بر أفق ايستاده . وتمام اين ارتفاع ، آن قوس بود كه از سمت الرّأس كه يكى قطب است از آن أفق ، تا بدان چيز [ افتد ] . واگر أو زير أفق باشد وهمان دايره بر وى انديشى ، آنقوس كه ميان أو وميان أفق اوفتد أزين دايره ، انحطاطش خوانند . وآنچ ميان أو وميان سمت الرّجل [ بود ] كه ديگر قطب أفق است تمام انحطاط خوانند « 3 » .
هامش
90 كه چهار يك دورهء فلك است كم كنيم باقيمانده 10 بود . وچون ميل كلّى كه بتقريب 24 درجه است از عرض بلد بيفكنيم باقي 8 بود كه كمتر از تمام بعد كوكب است . امّا ستارهاى كه بعدش 85 درجهء شمالي باشد هميشه پيدا وطلوع وغروبش ناممكن است . زيرا باقيماندهء ميل كلّى از عرض بلد ( 8 24 - 32 ) بيشتر از تمام بعد كوكب است ( 5 85 - 90 ) . وكوكبى كه بعدش 82 درجه باشد در طرف قطب شمالي هميشه پيداست امّا ممكن است كه يكبار مماسّ أفق گردد ( 8 - 24 - 32 ) و ( 8 82 - 90 ) وهمچنين در عرض 35 درجه همچون طهران بتقريب : ستارهاى كه بعدش 80 درجه باشد هميشه پنهان يا هميشه آشكاره وطلوع وغروبش ناممكن است . وآنكه بعدش 70 درجه باشد طلوع وغروبش ممكن است از پس آنكه ابدىّ الظّهور يا ابدىّ الخفاء بوده است . وآنكه 79 درجه بعد دارد شايد كه يكبار مماسّ أفق گردد .
نگارنده خود قانون ديگرى استخراج كرده است بدين گونه كه مثلا در ستارگان هميشه پيدا ، اندازهء ميل كلّى را از بعد كوكب از معدّل النّهار كم كنند . اگر باقيمانده باندازهء تمام عرض بلد باشد مدارش در هر دور يكبار مماسّ أفق شود . واگر كمتر باشد طلوع وغروب ممكن است از پس آنكه هميشه آشكار بوده است . وگر بيشتر باشد از حال خويش بنگردد وهميشه آشكاره باشد . مثلا در عرض 32 درجه تمام عرض بلد 58 درجه است . پس ستارهاى كه بعدش 80 درجه باشد طلوع وغروبش ممكن است از پس آنكه هميشه پيدا بوده است . زيرا اگر ميل بزرگ را از 80 كم كنيم باقيمانده 56 بود كه كمتر از تمام عرض بلد است . وآنكه 85 درجه بعد دارد از حال خويش نگردد ( 61 24 - 85 ) .
وآنكه بعدش 82 درجه باشد ممكن بود كه در مدارش مماسّ أفق گردد ( 58 24 - 82 ) . وستارگان هميشه پنهان را بدانچه گفتيم قياس توان كرد .
( 1 ) - بگزارى ، حص .
( 2 ) - از اين بر دايرهء ، خد .
( 3 ) - دايرهء ارتفاع يا سمتيّه آنست كه بدو قطب أفق يعنى سمت الرّأس وسمت القدم ومركز ستاره يا